subordinates

[ایالات متحده]/səˈbɔːdɪnɪts/
[بریتانیا]/səˈbɔːrdɪnɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم با رتبه یا موقعیت پایین‌تر
v. سوم شخص مفرد از subordinate

عبارات و ترکیب‌ها

subordinates feedback

بازخورد زیردستان

subordinates training

آموزش زیردستان

subordinates performance

عملکرد زیردستان

subordinates evaluation

ارزیابی زیردستان

subordinates responsibilities

مسئولیت‌های زیردستان

subordinates development

توسعه زیردستان

subordinates engagement

درگیری زیردستان

subordinates issues

مشکلات زیردستان

subordinates support

حمایت زیردستان

subordinates communication

ارتباطات زیردستان

جملات نمونه

she is respected by her subordinates.

او توسط زیردستانش مورد احترام است.

effective leaders empower their subordinates.

رهبران مؤثر، زیردستان خود را توانمند می‌کنند.

subordinates often look to their managers for guidance.

زیردستان اغلب برای راهنمایی به مدیران خود مراجعه می‌کنند.

training programs can help improve the skills of subordinates.

برنامه‌های آموزشی می‌توانند به بهبود مهارت‌های زیردستان کمک کنند.

good communication is key to managing subordinates.

ارتباط خوب، کلید مدیریت زیردستان است.

subordinates should feel comfortable sharing their ideas.

زیردستان باید احساس راحتی کنند و ایده‌های خود را به اشتراک بگذارند.

recognizing achievements motivates subordinates to excel.

تشخیص دستاوردها، انگیزه لازم برای برتری زیردستان را فراهم می‌کند.

leaders must build trust with their subordinates.

رهبران باید اعتماد خود را با زیردستان خود ایجاد کنند.

subordinates often benefit from constructive feedback.

زیردستان اغلب از بازخورد سازنده بهره‌مند می‌شوند.

subordinates play a crucial role in project success.

زیردستان نقش مهمی در موفقیت پروژه ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید