communisms

[ایالات متحده]/ˈkɒmjʊnɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈkɑːmjʊnɪzəmz/

ترجمه

n. جمع کمونیسم; سیستم‌های کمونیستی

عبارات و ترکیب‌ها

modern communisms

کامونیسم‌های مدرن

historical communisms

کامونیسم‌های تاریخی

radical communisms

کامونیسم‌های رادیکال

global communisms

کامونیسم‌های جهانی

cultural communisms

کامونیسم‌های فرهنگی

socialist communisms

کامونیسم‌های سوسیالیستی

political communisms

کامونیسم‌های سیاسی

classical communisms

کامونیسم‌های کلاسیک

economic communisms

کامونیسم‌های اقتصادی

utopian communisms

کامونیسم‌های آرمانی

جملات نمونه

many countries have experimented with communisms.

بسیاری از کشورها با سوسیالیسم‌ها آزمایش کرده‌اند.

communisms often emphasize collective ownership.

سوسیالیسم‌ها اغلب بر مالکیت جمعی تاکید می‌کنند.

critics argue that communisms can lead to authoritarian regimes.

منتقدان استدلال می‌کنند که سوسیالیسم‌ها می‌توانند منجر به رژیم‌های اقتدارگرا شوند.

communisms have different interpretations across cultures.

تفسیرهای مختلفی از سوسیالیسم‌ها در فرهنگ‌های مختلف وجود دارد.

some theorists advocate for new forms of communisms.

برخی از نظریه‌پردازان از اشکال جدیدی از سوسیالیسم‌ها حمایت می‌کنند.

communisms have influenced various political movements.

سوسیالیسم‌ها بر جنبش‌های سیاسی مختلف تأثیر گذاشته‌اند.

historical examples of communisms include the soviet union.

نمونه‌های تاریخی سوسیالیسم‌ها شامل اتحاد جماهیر شوروی می‌شود.

debates about the effectiveness of communisms continue today.

بحث در مورد اثربخشی سوسیالیسم‌ها همچنان امروز ادامه دارد.

communisms often aim to eliminate class distinctions.

سوسیالیسم‌ها اغلب هدف از بین بردن تفاوت‌های طبقاتی را دارند.

some people view communisms as a utopian ideal.

برخی از مردم سوسیالیسم‌ها را به عنوان یک آرمان مطلوب می‌بینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید