communists

[ایالات متحده]/ˈkɒmjʊnɪsts/
[بریتانیا]/ˈkɑːmjʊnɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضا یا حامیان یک حزب کمونیست

عبارات و ترکیب‌ها

communists unite

متحد شوید کمونیست‌ها

communists rise

ظهور کمونیست‌ها

communists rule

حاکمیت کمونیست‌ها

communists fight

کمونیست‌ها بجنگید

communists believe

کمونیست‌ها باور دارند

communists organize

کمونیست‌ها سازماندهی کنید

communists support

کمونیست‌ها حمایت می‌کنند

communists collaborate

کمونیست‌ها همکاری می‌کنند

communists protest

کمونیست‌ها اعتراض می‌کنند

communists resist

کمونیست‌ها مقاومت می‌کنند

جملات نمونه

the communists organized a rally in the city.

کمونیست‌ها یک گردهمایی در شهر سازماندهی کردند.

many communists believe in the principles of socialism.

بسیاری از کمونیست‌ها به اصول سوسیالیسم اعتقاد دارند.

the communists faced opposition from various groups.

کمونیست‌ها با مخالفت گروه‌های مختلف روبرو شدند.

communists often emphasize the importance of equality.

کمونیست‌ها اغلب بر اهمیت برابری تاکید می‌کنند.

some communists advocate for workers' rights.

برخی از کمونیست‌ها از حقوق کارگران حمایت می‌کنند.

the communists held a meeting to discuss their strategies.

کمونیست‌ها یک جلسه برای بحث در مورد استراتژی‌های خود برگزار کردند.

historically, communists have influenced many countries.

در طول تاریخ، کمونیست‌ها بر بسیاری از کشورها تأثیر گذاشته‌اند.

communists often critique capitalist systems.

کمونیست‌ها اغلب به سیستم‌های سرمایه‌داری انتقاد می‌کنند.

the communists promised to improve living conditions.

کمونیست‌ها قول دادند شرایط زندگی را بهبود بخشند.

some people view communists as radicals.

برخی از مردم کمونیست‌ها را به عنوان رادیکال می‌بینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید