commuters

[ایالات متحده]/kəˈmjuːtə(r)z/
[بریتانیا]/kəˈmjuːtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(افرادی که از خانه به محل کار سفر می‌کنند)

عبارات و ترکیب‌ها

daily commuters

مسافران روزانه

commuters' rush

شلوغی مسافران

commuters' train

قطار مسافران

commuters' bus

اتوبوس مسافران

new commuters

مسافران جدید

commuters' habits

عادات مسافران

commuters' guide

راهنمای مسافران

commuters' zone

منطقه مسافران

commuters' survey

نظرسنجی مسافران

commuters' lifestyle

سبک زندگی مسافران

جملات نمونه

many commuters rely on public transportation to get to work.

بسیاری از مسافران به حمل و نقل عمومی برای رفتن به سر کار متکی هستند.

commuters often face heavy traffic during rush hour.

مسافران اغلب در ساعات شلوغی با ترافیک سنگین روبرو هستند.

some commuters prefer biking to avoid congestion.

برخی از مسافران ترجیح می دهند برای جلوگیری از ازدحام، دوچرخه سواری کنند.

commuters can save time by using express trains.

مسافران می توانند با استفاده از قطارهای سریع السیر، در زمان خود صرفه جویی کنند.

many commuters listen to music or podcasts during their journey.

بسیاری از مسافران در طول سفر خود به موسیقی یا پادکست گوش می دهند.

commuters often share their experiences on social media.

مسافران اغلب تجربیات خود را در رسانه های اجتماعی به اشتراک می گذارند.

commuters appreciate reliable transportation services.

مسافران خدمات حمل و نقل قابل اعتماد را ارج می گذارند.

many cities are working to improve conditions for commuters.

بسیاری از شهرها در تلاشند شرایط را برای مسافران بهبود بخشند.

commuters often have to deal with delays and cancellations.

مسافران اغلب باید با تاخیرها و لغو ها کنار بیایند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید