workers

[ایالات متحده]/[wɜː.kə(r)z]/
[بریتانیا]/[ˈwɝː.kərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که کار می‌کنند، به ویژه کارگران دستی؛ یک شخص یا گروهی از افراد که برای دریافت حقوق استخدام می‌شوند؛ شخصی که روی یک راه‌آهن کار می‌کند؛ شخصی که در یک کارخانه کار می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

skilled workers

کارگران ماهر

factory workers

کارگران کارخانه

hard workers

کارگران سخت‌کوش

grateful workers

کارگران قدردان

unskilled workers

کارگران غیر ماهر

seasonal workers

کارگران فصلی

young workers

کارگران جوان

working workers

کارگران مشغول به کار

dedicated workers

کارگران متعهد

local workers

کارگران محلی

جملات نمونه

the factory employs hundreds of workers.

کارخانه صدها کارگر استخدام می‌کند.

workers are demanding better pay and benefits.

کارگران خواستار حقوق و مزایای بهتر هستند.

the construction workers are building a new bridge.

کارگران ساختمانی در حال ساخت یک پل جدید هستند.

many workers are concerned about job security.

بسیاری از کارگران نگران امنیت شغلی خود هستند.

the company values its skilled workers highly.

شرکت از کارگران ماهر خود به شدت ارزش قائل است.

workers voted to approve the new contract.

کارگران رای به تصویب قرارداد جدید دادند.

the safety of the workers is the top priority.

ایمنی کارگران اولویت اصلی است.

the workers staged a protest outside the building.

کارگران اعتراض خود را در خارج از ساختمان برگزار کردند.

the workers completed the project ahead of schedule.

کارگران پروژه را زودتر از موعد مقرر به اتمام رساندند.

the union represents the interests of the workers.

صنف از منافع کارگران دفاع می‌کند.

the workers received training on new equipment.

کارگران در مورد تجهیزات جدید آموزش دیده‌اند.

the factory provides a safe environment for its workers.

کارخانه محیطی امن برای کارگران خود فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید