map compasses
قطبنماهای نقشه
navigation compasses
قطبنماهای ناوبری
drawing compasses
قطبنماهای طراحی
military compasses
قطبنماهای نظامی
surveyor's compasses
قطبنماهای نقشهبرداری
digital compasses
قطبنماهای دیجیتال
pocket compasses
قطبنماهای جیبی
base compasses
قطبنماهای پایه
precision compasses
قطبنماهای دقیق
field compasses
قطبنماهای میدانی
she used her compasses to draw a perfect circle.
او از قطبنماها برای کشیدن یک دایره کامل استفاده کرد.
the teacher taught us how to use compasses in geometry.
معلم به ما یاد داد که چگونه از قطبنماها در هندسه استفاده کنیم.
he always carries a set of compasses in his backpack.
او همیشه یک مجموعه قطب نما در کولهپشتی خود حمل میکند.
compasses are essential tools for architects and engineers.
قطبنماها ابزارهای ضروری برای معماران و مهندسان هستند.
she adjusted the compasses to measure the distance accurately.
او قطبنماها را برای اندازهگیری دقیق فاصله تنظیم کرد.
in art class, we learned to use compasses for drawing.
در کلاس هنر، ما یاد گرفتیم که چگونه از قطبنماها برای طراحی استفاده کنیم.
he explained how compasses work to the students.
او توضیح داد که قطبنماها چگونه کار میکنند به دانشآموزان.
using compasses can improve your precision in technical drawings.
استفاده از قطبنماها میتواند دقت شما را در نقشههای فنی بهبود بخشد.
the compasses were a gift from her grandfather.
قطبنماها هدیهای از پدربزرگش بود.
he demonstrated how to create arcs with compasses.
او نشان داد که چگونه با استفاده از قطبنماها قوس ایجاد کنیم.
map compasses
قطبنماهای نقشه
navigation compasses
قطبنماهای ناوبری
drawing compasses
قطبنماهای طراحی
military compasses
قطبنماهای نظامی
surveyor's compasses
قطبنماهای نقشهبرداری
digital compasses
قطبنماهای دیجیتال
pocket compasses
قطبنماهای جیبی
base compasses
قطبنماهای پایه
precision compasses
قطبنماهای دقیق
field compasses
قطبنماهای میدانی
she used her compasses to draw a perfect circle.
او از قطبنماها برای کشیدن یک دایره کامل استفاده کرد.
the teacher taught us how to use compasses in geometry.
معلم به ما یاد داد که چگونه از قطبنماها در هندسه استفاده کنیم.
he always carries a set of compasses in his backpack.
او همیشه یک مجموعه قطب نما در کولهپشتی خود حمل میکند.
compasses are essential tools for architects and engineers.
قطبنماها ابزارهای ضروری برای معماران و مهندسان هستند.
she adjusted the compasses to measure the distance accurately.
او قطبنماها را برای اندازهگیری دقیق فاصله تنظیم کرد.
in art class, we learned to use compasses for drawing.
در کلاس هنر، ما یاد گرفتیم که چگونه از قطبنماها برای طراحی استفاده کنیم.
he explained how compasses work to the students.
او توضیح داد که قطبنماها چگونه کار میکنند به دانشآموزان.
using compasses can improve your precision in technical drawings.
استفاده از قطبنماها میتواند دقت شما را در نقشههای فنی بهبود بخشد.
the compasses were a gift from her grandfather.
قطبنماها هدیهای از پدربزرگش بود.
he demonstrated how to create arcs with compasses.
او نشان داد که چگونه با استفاده از قطبنماها قوس ایجاد کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید