comprises

[ایالات متحده]/kəmˈpraɪzɪz/
[بریتانیا]/kəmˈpraɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شامل بودن؛ شامل شدن؛ تشکیل دادن؛ شکل دادن

عبارات و ترکیب‌ها

team comprises

تیم شامل

group comprises

گروه شامل

list comprises

لیست شامل

collection comprises

مجموعه شامل

committee comprises

کمیته شامل

package comprises

بسته شامل

dataset comprises

مجموعه داده شامل

program comprises

برنامه شامل

project comprises

پروژه شامل

system comprises

سیستم شامل

جملات نمونه

the team comprises experts from various fields.

تیم شامل متخصصانی از زمینه‌های مختلف است.

the course comprises several modules.

این دوره شامل چندین ماژول است.

the committee comprises members from different departments.

این کمیته شامل اعضایی از بخش‌های مختلف است.

the recipe comprises simple ingredients.

این دستور غذا شامل مواد اولیه ساده است.

the project comprises three main phases.

این پروژه شامل سه فاز اصلی است.

the exhibition comprises works from local artists.

این نمایشگاه شامل آثار هنرمندان محلی است.

the organization comprises volunteers from all backgrounds.

این سازمان شامل داوطلبان با پیشینه‌های مختلف است.

the software comprises several useful features.

این نرم‌افزار شامل چندین ویژگی مفید است.

the book comprises a collection of short stories.

این کتاب شامل مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است.

the curriculum comprises both theoretical and practical lessons.

این برنامه درسی شامل هم دروس نظری و هم عملی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید