comptrollers

[ایالات متحده]/kəmˈtroʊləz/
[بریتانیا]/kəmˈtroʊlɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حسابرسان یا افسران مالی مسئول نظارت بر گزارشگری مالی

عبارات و ترکیب‌ها

state comptrollers

مدیریت‌کنندگان ایالتی

local comptrollers

مدیریت‌کنندگان محلی

city comptrollers

مدیریت‌کنندگان شهری

financial comptrollers

مدیریت‌کنندگان مالی

chief comptrollers

مدیریت‌کنندگان ارشد

government comptrollers

مدیریت‌کنندگان دولتی

comptrollers association

انجمن مدیریت‌کنندگان

comptrollers office

دفتر مدیریت‌کنندگان

comptrollers report

گزارش مدیریت‌کنندگان

comptrollers role

نقش مدیریت‌کنندگان

جملات نمونه

the comptrollers are responsible for managing the budget.

مدیران مالی مسئولیت مدیریت بودجه را بر عهده دارند.

comptrollers play a crucial role in financial oversight.

مدیران مالی نقش مهمی در نظارت مالی ایفا می‌کنند.

many comptrollers work in government agencies.

بسیاری از مدیران مالی در سازمان‌های دولتی کار می‌کنند.

comptrollers ensure compliance with financial regulations.

مدیران مالی از رعایت مقررات مالی اطمینان حاصل می‌کنند.

effective comptrollers help prevent financial fraud.

مدیران مالی کارآمد به جلوگیری از تقلب مالی کمک می‌کنند.

comptrollers often analyze financial statements.

مدیران مالی اغلب صورت‌های مالی را تجزیه و تحلیل می‌کنند.

many companies rely on comptrollers for budgeting.

بسیاری از شرکت‌ها برای بودجه‌بندی به مدیران مالی متکی هستند.

comptrollers must have strong analytical skills.

مدیران مالی باید مهارت‌های تحلیلی قوی داشته باشند.

training programs for comptrollers are essential.

برنامه‌های آموزشی برای مدیران مالی ضروری هستند.

comptrollers oversee the financial reporting process.

مدیران مالی بر فرآیند گزارش‌دهی مالی نظارت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید