controllers

[ایالات متحده]/kənˈtrəʊləz/
[بریتانیا]/kənˈtroʊlərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدیران سازمان‌ها یا بخش‌های بزرگ؛ کسانی که کنترل می‌کنند؛ دستگاه‌هایی که ماشین‌ها را تنظیم می‌کنند؛ مدیران مالی ارشد شرکت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

game controllers

کنترلرهای بازی

remote controllers

کنترلرهای از راه دور

flight controllers

کنترلرهای پرواز

volume controllers

کنترلرهای صدا

motor controllers

کنترلرهای موتور

temperature controllers

کنترلرهای دما

power controllers

کنترلرهای برق

lighting controllers

کنترلرهای نور

network controllers

کنترلرهای شبکه

user controllers

کنترلرهای کاربر

جملات نمونه

controllers are essential for gaming consoles.

کنترلرها برای کنسول‌های بازی ضروری هستند.

the new controllers have improved battery life.

کنترلرهای جدید دارای عمر باتری بهبود یافته‌ای هستند.

many gamers prefer wireless controllers.

بسیاری از گیمرها ترجیح می‌دهند از کنترلرهای بی‌سیم استفاده کنند.

controllers can be customized for better performance.

می‌توان کنترلرها را برای عملکرد بهتر سفارشی کرد.

some controllers come with built-in motion sensors.

برخی از کنترلرها دارای سنسورهای حرکتی داخلی هستند.

controllers can enhance the gaming experience.

کنترلرها می‌توانند تجربه بازی را ارتقا دهند.

there are different types of controllers for various games.

انواع مختلفی از کنترلرها برای بازی‌های مختلف وجود دارد.

controllers need regular maintenance to function properly.

برای عملکرد صحیح، کنترلرها به نگهداری منظم نیاز دارند.

many people collect vintage video game controllers.

بسیاری از افراد کنترلرهای ویدیویی بازی‌های قدیمی را جمع‌آوری می‌کنند.

controllers with ergonomic designs are more comfortable to use.

کنترلرهایی که دارای طراحی ارگونومیک هستند، استفاده از آنها راحت‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید