computations

[ایالات متحده]/ˌkɒmpjʊˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌkɑːmpjʊˈteɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند محاسبه یا برآورد چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

complex computations

محاسبات پیچیده

data computations

محاسبات داده

real-time computations

محاسبات بی‌درنگ

numerical computations

محاسبات عددی

efficient computations

محاسبات کارآمد

mathematical computations

محاسبات ریاضی

parallel computations

محاسبات موازی

quantum computations

محاسبات کوانتومی

statistical computations

محاسبات آماری

iterative computations

محاسبات تکراری

جملات نمونه

the scientist performed complex computations to analyze the data.

دانشمند محاسبات پیچیده ای برای تجزیه و تحلیل داده ها انجام داد.

accurate computations are essential for reliable results.

محاسبات دقیق برای دستیابی به نتایج قابل اعتماد ضروری هستند.

he used advanced software for his mathematical computations.

او برای محاسبات ریاضی خود از نرم افزار پیشرفته استفاده کرد.

we need to verify the computations before finalizing the report.

ما باید محاسبات را قبل از نهایی کردن گزارش بررسی کنیم.

the computations took longer than expected due to the complexity.

محاسبات به دلیل پیچیدگی بیشتر از حد انتظار طول کشید.

her computations revealed a significant error in the experiment.

محاسبات او یک خطای قابل توجه در آزمایش را نشان داد.

he excelled in his computations during the mathematics competition.

او در مسابقه ریاضیات در محاسبات خود پیشرفت کرد.

the team collaborated on the computations for the project.

تیم برای پروژه روی محاسبات با هم همکاری کردند.

computations in physics can often lead to unexpected discoveries.

محاسبات در فیزیک اغلب می تواند منجر به کشف های غیرمنتظره شود.

she explained the computations step by step for better understanding.

او محاسبات را به صورت گام به گام برای درک بهتر توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید