computerises

[ایالات متحده]/kəm'pju:təraiz/
[بریتانیا]/kəmˈpjutəˌraɪz/

ترجمه

vt. تبدیل داده‌ها به فرمت‌هایی که توسط یک کامپیوتر قابل پردازش باشد، ذخیره داده‌ها در یک کامپیوتر.

عبارات و ترکیب‌ها

computerised system

سیستم کامپیوتری

جملات نمونه

The government invited tenders for a project to computerise the social security system.

دولت برای پروژه رایانه‌سازی سیستم تامین اجتماعی مناقصه دعوت کرد.

Their decision five years ago to computerise the company is now paying dividends.

تصمیم آنها پنج سال پیش برای رایانه‌سازی شرکت اکنون سوددهی دارد.

The whole shooting match is being computerised, which should significantly reduce delays.

کل فرایند در حال رایانه‌سازی است که انتظار می‌رود تأخیرها را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

Many companies are choosing to computerise their operations for increased efficiency.

بسیاری از شرکت‌ها برای افزایش کارایی، انتخاب می‌کنند عملیات خود را رایانه‌سازی کنند.

It is important for businesses to computerise their accounting processes.

برای کسب و کارها مهم است فرآیندهای حسابداری خود را رایانه‌سازی کنند.

The government plans to computerise all public records for easy access.

دولت قصد دارد تمام سوابق عمومی را برای دسترسی آسان رایانه‌سازی کند.

Schools are gradually computerising their classrooms to enhance learning experiences.

مدارس به تدریج در حال رایانه‌سازی کلاس‌های خود برای افزایش تجربیات یادگیری هستند.

Doctors are increasingly adopting computerised systems to manage patient records.

پزشکان به طور فزاینده‌ای از سیستم‌های رایانه‌شده برای مدیریت سوابق بیماران استفاده می‌کنند.

The company decided to computerise its inventory tracking to prevent errors.

شرکت تصمیم گرفت سیستم ردیابی موجودی خود را رایانه‌سازی کند تا از بروز خطاها جلوگیری کند.

Libraries are moving towards computerising their catalogues for easier search and access.

کتابخانه‌ها به سمت رایانه‌سازی کاتالوگ‌های خود برای جستجو و دسترسی آسانتر در حال حرکت هستند.

Small businesses can benefit from computerising their sales processes for better organization.

کسب و کارهای کوچک می‌توانند از رایانه‌سازی فرآیندهای فروش خود برای سازماندهی بهتر بهره‌مند شوند.

The company's decision to computerise its customer service has led to faster response times.

تصمیم شرکت برای رایانه‌سازی خدمات مشتری‌اش منجر به زمان پاسخگویی سریع‌تر شده است.

Retail stores are increasingly computerising their point-of-sale systems for quicker transactions.

فروشگاه‌های خرده‌فروشی به طور فزاینده‌ای سیستم‌های فروش خود را برای تراکنش‌های سریع‌تر رایانه‌سازی می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

As music and music production became increasingly computerised, he saw that he was no longer the new kid on the block.

با افزایش روزافزون رایانه‌شدن موسیقی و تولید موسیقی، او متوجه شد که دیگر تازه‌وارد نیست.

منبع: The Economist (Summary)

As carmakers electrify, computerise and refashion their supply chains for the new reality, the giant sector is undergoing the greatest transformation in decades.

همانطور که خودروسازان در حال الکتریکی کردن، رایانه‌سازی و بازسازی زنجیره‌های تامین خود برای واقعیت جدید هستند، این بخش بزرگ در حال تجربه بزرگترین تحول در دهه‌ها است.

منبع: Economist Business

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید