electronic

[ایالات متحده]/ɪˌlekˈtrɒnɪk/
[بریتانیا]/ɪˌlekˈtrɑːnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به فناوری که شامل استفاده از سیستم‌های دیجیتال، به‌ویژه رایانه‌ها و اینترنت است.

عبارات و ترکیب‌ها

electronic device

دستگاه الکترونیکی

electronic music

موسیقی الکترونیک

electronic payment

پرداخت الکترونیکی

electronic signature

امضای الکترونیکی

electronic commerce

تجارت الکترونیکی

electronic equipment

تجهیزات الکترونیکی

electronic control

کنترل الکترونیکی

electronic product

محصول الکترونیکی

electronic industry

صنعت الکترونیک

electronic circuit

مدار الکترونیکی

electronic engineering

مهندسی الکترونیک

electronic component

قطعه الکترونیکی

electronic ballast

بالاست الکترونیکی

scanning electronic microscope

میکروسکوپ الکترونی اسکنینگ

electronic control system

سیستم کنترل الکترونیکی

electronic structure

ساختار الکترونی

electronic map

نقشه الکترونیکی

electronic computer

کامپیوتر الکترونیکی

electronic media

رسانه های الکترونیکی

electronic warfare

جنگ الکترونیک

electronic document

سند الکترونیکی

electronic mail

پست الکترونیکی

جملات نمونه

a degree in electronic engineering.

مدرک مهندسی الکترونیک

an electronic cheep from the alarm.

صدای الکترونیکی کوچک از آلارم.

a drummer in electronic software.

یک نوازنده در نرم‌افزار الکترونیکی

the latest in electronic gadgetry.

آخرین نوآوری‌ها در وسایل الکترونیکی

an electronic device with many uses

یک دستگاه الکترونیکی با کاربردهای متعدد

Helen became an electronic engineer.

هلن به مهندس الکترونیک تبدیل شد.

It is an electronic device with many uses.

این یک دستگاه الکترونیکی با کاربردهای متعدد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید