concentring

[ایالات متحده]/ˈkɒnsəntrɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːnsəntrɪŋ/

ترجمه

v. توجه یا تلاش خود را به سمت یک نقطه خاص معطوف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

concentring attention

تمرکز توجه

concentring efforts

تمرکز تلاش‌ها

concentring resources

تمرکز منابع

concentring thoughts

تمرکز افکار

concentring energy

تمرکز انرژی

concentring focus

تمرکز تمرکز

concentring ideas

تمرکز ایده‌ها

concentring skills

تمرکز مهارت‌ها

concentring minds

تمرکز ذهن‌ها

concentring plans

تمرکز برنامه‌ها

جملات نمونه

she is concentring on her studies to improve her grades.

او بر روی تحصیلات خود تمرکز دارد تا نمرات خود را بهبود بخشد.

the team is concentring their efforts on the upcoming project.

تیم تلاش خود را بر روی پروژه پیش رو متمرکز می کند.

he found it difficult to concentring with all the noise around.

او با توجه به تمام سر و صداهای اطراف، متمرکز ماندن را دشوار یافت.

concentring on your breathing can help reduce stress.

تمرکز بر تنفس خود می تواند به کاهش استرس کمک کند.

she is concentring her mind on the task at hand.

او ذهن خود را بر روی کاری که در دست دارد متمرکز می کند.

concentring on the details can lead to better results.

تمرکز بر جزئیات می تواند منجر به نتایج بهتر شود.

he spent the afternoon concentring on his painting.

او بعد از ظهر را بر روی نقاشی خود متمرکز گذراند.

concentring on one thing at a time improves productivity.

تمرکز بر یک کار در یک زمان بهره وری را بهبود می بخشد.

she is concentring her thoughts before the presentation.

او قبل از ارائه، افکار خود را متمرکز می کند.

concentring on positive thoughts can boost your mood.

تمرکز بر افکار مثبت می تواند باعث افزایش روحیه شما شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید