conchy shell
صدف دریایی
conchy food
غذاي صدف
conchy habitat
زیستگاه صدف
conchy species
گونههای صدف
conchy collection
کلکسیون صدف
conchy art
هنر صدف
conchy jewelry
جواهرات صدف
conchy decoration
دکوراسیون صدف
conchy pattern
الگوی صدف
conchy theme
موضوع صدف
she has a conchy shell collection on her shelf.
او مجموعهاي از صدفها را در كابينت خود دارد.
the conchy texture of the dish made it visually appealing.
بافت صدفمانند ظرف آن را از نظر بصری جذاب کرد.
he wore a conchy necklace that he found at the beach.
او يك گردنبند صدفمانند پوشيد كه در ساحل پيدا كرده بود.
they decorated the room with conchy ornaments.
آنها اتاق را با تزئینات صدفمانند تزئین کردند.
the artist used conchy patterns in her latest painting.
هنرمند از الگوهای صدفمانند در آخرین نقاشی خود استفاده کرد.
we found a conchy piece during our beach walk.
ما یک قطعه صدفمانند را در حین پیادهروی در ساحل پیدا کردیم.
her conchy earrings were a gift from her grandmother.
گوشوارههای صدفمانند او هدیهای از مادربزرگش بود.
the conchy details on the vase caught everyone's eye.
جزئیات صدفمانند روی گلدان نظر همه را جلب کرد.
he admired the conchy design of the ancient artifact.
او طراحی صدفمانند یک شی باستانی را تحسین کرد.
her conchy handbag was the talk of the party.
کیف دستی صدفمانند او موضوع صحبت مهمانی بود.
conchy shell
صدف دریایی
conchy food
غذاي صدف
conchy habitat
زیستگاه صدف
conchy species
گونههای صدف
conchy collection
کلکسیون صدف
conchy art
هنر صدف
conchy jewelry
جواهرات صدف
conchy decoration
دکوراسیون صدف
conchy pattern
الگوی صدف
conchy theme
موضوع صدف
she has a conchy shell collection on her shelf.
او مجموعهاي از صدفها را در كابينت خود دارد.
the conchy texture of the dish made it visually appealing.
بافت صدفمانند ظرف آن را از نظر بصری جذاب کرد.
he wore a conchy necklace that he found at the beach.
او يك گردنبند صدفمانند پوشيد كه در ساحل پيدا كرده بود.
they decorated the room with conchy ornaments.
آنها اتاق را با تزئینات صدفمانند تزئین کردند.
the artist used conchy patterns in her latest painting.
هنرمند از الگوهای صدفمانند در آخرین نقاشی خود استفاده کرد.
we found a conchy piece during our beach walk.
ما یک قطعه صدفمانند را در حین پیادهروی در ساحل پیدا کردیم.
her conchy earrings were a gift from her grandmother.
گوشوارههای صدفمانند او هدیهای از مادربزرگش بود.
the conchy details on the vase caught everyone's eye.
جزئیات صدفمانند روی گلدان نظر همه را جلب کرد.
he admired the conchy design of the ancient artifact.
او طراحی صدفمانند یک شی باستانی را تحسین کرد.
her conchy handbag was the talk of the party.
کیف دستی صدفمانند او موضوع صحبت مهمانی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید