conchies

[ایالات متحده]/ˈkɒn.tʃi/
[بریتانیا]/ˈkɑn.tʃi/

ترجمه

n. فردی که از خدمت نظامی خودداری می‌کند؛ فردی که به دلایل وجدانی از خدمت نظامی اجتناب می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

conchy shell

صدف دریایی

conchy food

غذاي صدف

conchy habitat

زیستگاه صدف

conchy species

گونه‌های صدف

conchy collection

کلکسیون صدف

conchy art

هنر صدف

conchy jewelry

جواهرات صدف

conchy decoration

دکوراسیون صدف

conchy pattern

الگوی صدف

conchy theme

موضوع صدف

جملات نمونه

she has a conchy shell collection on her shelf.

او مجموعه‌اي از صدف‌ها را در كابينت خود دارد.

the conchy texture of the dish made it visually appealing.

بافت صدف‌مانند ظرف آن را از نظر بصری جذاب کرد.

he wore a conchy necklace that he found at the beach.

او يك گردنبند صدف‌مانند پوشيد كه در ساحل پيدا كرده بود.

they decorated the room with conchy ornaments.

آنها اتاق را با تزئینات صدف‌مانند تزئین کردند.

the artist used conchy patterns in her latest painting.

هنرمند از الگوهای صدف‌مانند در آخرین نقاشی خود استفاده کرد.

we found a conchy piece during our beach walk.

ما یک قطعه صدف‌مانند را در حین پیاده‌روی در ساحل پیدا کردیم.

her conchy earrings were a gift from her grandmother.

گوشواره‌های صدف‌مانند او هدیه‌ای از مادربزرگش بود.

the conchy details on the vase caught everyone's eye.

جزئیات صدف‌مانند روی گلدان نظر همه را جلب کرد.

he admired the conchy design of the ancient artifact.

او طراحی صدف‌مانند یک شی باستانی را تحسین کرد.

her conchy handbag was the talk of the party.

کیف دستی صدف‌مانند او موضوع صحبت مهمانی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید