concordancing

[ایالات متحده]/kən'kɔːd(ə)ns/
[بریتانیا]/kən'kɔrdns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هماهنگی؛ توافق.

عبارات و ترکیب‌ها

in concordance with

هم‌راستا با

working in concordance

همکاری در راستای

reached concordance

به توافق رسیدن

جملات نمونه

a concordance of Shakespeare's works.

واژه‌نامه‌ای از آثار شکسپیر

a concordance to the Bible.

واژه‌نامه کتاب مقدس

the concordance between the teams' research results.

همخوانی بین نتایج تحقیقات تیم‌ها

the value of concordanced information.

ارزش اطلاعات همسان

The concordance is around 20% for dizygotic twins.

همخوانی تقریباً 20٪ برای دوقلوهای غیر یکسان است.

The arc pressure distribution is in concordance with the hyperbolical curve and the current density distribution is in concordance with the Guass distribution under the presented experiment condition.

توزیع فشار قوس با منحنی هذلولی همخوانی دارد و توزیع چگالی جریان با توزیع گاوسی در شرایط آزمایش ارائه شده همخوانی دارد.

Plus more specialized apps to cloze text &generate KWIC concordances, as worksheets for designated student groups.

علاوه بر برنامه‌های تخصصی‌تر برای بستن متن و تولید همخوانی‌های KWIC، به عنوان تمرین برای گروه‌های دانش‌آموزی تعیین شده.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید