concordat

[ایالات متحده]/kən'kɔːdæt/
[بریتانیا]/kən'kɔrdæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توافق; یک پیمان بین فرقه‌های مذهبی.
Word Forms

جملات نمونه

The government signed a concordat with the church.

دولت با کلیسا یک کنکوردات امضا کرد.

The concordat between the two countries outlined their diplomatic relations.

کنکوردات بین دو کشور روابط دیپلماتیک آنها را مشخص کرد.

Negotiations are underway to reach a concordat on trade agreements.

برای رسیدن به یک کنکوردات در مورد توافقات تجاری مذاکرات در حال انجام است.

The concordat was ratified by both parties, solidifying their agreement.

کنکوردات توسط هر دو طرف تصویب شد و توافق آنها را تقویت کرد.

The concordat established guidelines for cooperation between the organizations.

کنکوردات دستورالعمل‌هایی برای همکاری بین سازمان‌ها تعیین کرد.

The concordat was designed to promote peace and understanding between the conflicting parties.

کنکوردات برای ترویج صلح و تفاهم بین طرف‌های درگیر طراحی شده بود.

The concordat set forth the terms of the ceasefire agreement.

کنکوردات شرایط توافق آتش‌بس را مشخص کرد.

The concordat between the labor union and management resolved the ongoing dispute.

کنکوردات بین اتحادیه کارگران و مدیریت اختلاف طولانی مدت را حل کرد.

The concordat between the two companies paved the way for future collaborations.

کنکوردات بین دو شرکت راه را برای همکاری‌های آینده هموار کرد.

The concordat was hailed as a landmark achievement in diplomatic relations.

کنکوردات به عنوان یک دستاورد مهم در روابط دیپلماتیک مورد استقبال قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید