condensable

[ایالات متحده]/kənˈdɛnsəbl/
[بریتانیا]/kənˈdɛnseɪbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل فشرده شدن; قادر به مایع شدن با سرد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

condensable gas

گاز متراکم‌شدنی

condensable vapor

تبخیر متراکم‌شدنی

condensable material

مواد متراکم‌شدنی

condensable substance

ماده متراکم‌شدنی

condensable phase

فاز متراکم‌شدنی

condensable component

اجزای متراکم‌شدنی

condensable liquid

مایع متراکم‌شدنی

condensable fraction

بخش متراکم‌شدنی

condensable mixture

مخلوط متراکم‌شدنی

condensable product

محصول متراکم‌شدنی

جملات نمونه

the vapor is condensable under certain conditions.

تبخیر در شرایط خاص قابل میعان است.

some gases are easily condensable into liquids.

برخی از گازها به راحتی به مایعات قابل تبدیل (میعان) هستند.

condensable materials can be collected for further use.

مواد قابل میعان را می‌توان برای استفاده بیشتر جمع‌آوری کرد.

the process involves separating condensable components.

این فرآیند شامل جداسازی اجزای قابل میعان است.

in the lab, we study condensable substances.

در آزمایشگاه، ما مواد قابل میعان را مطالعه می‌کنیم.

condensable gases can cause pressure changes.

گازهای قابل میعان می‌توانند باعث تغییرات فشار شوند.

understanding condensable phases is crucial in chemistry.

درک فازهای قابل میعان در شیمی بسیار مهم است.

the technology can capture condensable emissions effectively.

این فناوری می‌تواند به طور موثر انتشار قابل میعان را جذب کند.

condensable vapors must be managed properly in industry.

تبخیری قابل میعان باید به درستی در صنعت مدیریت شود.

research focuses on the behavior of condensable fluids.

تحقیقات بر روی رفتار سیالات قابل میعان متمرکز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید