volatile

[ایالات متحده]/ˈvɒlətaɪl/
[بریتانیا]/ˈvɑːlətl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.[نادر] یک حیوان ناپایدار با بال
adj. ناپایدار; قابل تغییر; تحریک‌پذیر
محتمل است که تغییرات سریع و غیرمنتظره را تجربه کند; ناپایدار
به راحتی تبخیر یا بخار می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

volatile market

بازار پرنوسان

volatile situation

وضعیت متغیر

highly volatile

بسیار پرنوسان

volatile substance

ماده پرنوسان

volatile oil

روغن فرار

volatile matter

مواد پرنوسان

volatile content

محتوای پرنوسان

volatile component

اجزای پرنوسان

volatile liquid

مایع فرار

volatile solvent

حلال فرار

volatile corrosion inhibitor

مهارکننده خوردگی فرار

volatile fatty acid

اسید چرب فرار

volatile acid

اسید پرنوسان

جملات نمونه

in a volatile mood.

در حالتی ناپایدار

a potentially volatile situation

یک وضعیت بالقوه ناپایدار

a flirt's volatile affections.

علاقه های ناپایدار یک اغواگر

the market is volatile and never predictable.

بازار ناپایدار و غیرقابل پیش بینی است.

the ups and downs of volatile stocks.

نوسانات سهام ناپایدار

glue may outgas smelly volatile organic compounds.

چسب ممکن است ترکیبات آلی فرار و بدبو منتشر کند.

a volatile situation with troops and rioters eager for a confrontation.

یک وضعیت ناپایدار با حضور نظامیان و اغتشاشگرانی که مشتاق درگیری هستند.

Edwards was a dangerously volatile character.

ادواردز شخصیتی به طور خطرناکی مضطرب بود.

Yindi) and Effect of BTH or Harpin Treatment on Flavor Volatiles;

اثر BTH یا درمان هارپین بر ترکیبات فرار طعم؛

The water distillation-extractor was used for extracting the volatile oil of Sagina japonica.The average volatile oil yield obtained was0.08%;

استخراج کننده تقطیر آب برای استخراج روغن فرار ساگینا ژاپونیکا استفاده شد. متوسط ​​عملکرد روغن فرار به دست آمده 0.08٪ بود.

coal tar is made by distilling out the volatile products in coal.

قطران زغال سنگ با تقطیر مواد فرار موجود در زغال سنگ تولید می‌شود.

,used hydrodistillation and GC method to obtain and determine menthone and menthol of volatile oils.

, از هیدرودستلاسیون و روش GC برای به دست آوردن و تعیین منتون و منتول اسانس های فرار استفاده کردند.

Total volatile organic compound , such as maldehyde, toluol, benzene etc..

کل ترکیب آلی فرار، مانند مالدهید، تولوئن، بنزن و غیره.

N-Hexane is highly volatile, highly lipid soluble and consumingly accumulative.

ان-هگزان بسیار فرار، به شدت محلول در لیپید و به طور مصرف‌کننده تجمع‌یافته است.

With the markets being so volatile, investments are at great risk.

با توجه به ناپایدار بودن بازار، سرمایه گذاری ها در معرض خطر زیادی قرار دارند.

N-nitroso compounds including volatile N-Nitrosodimethylamine (NDMA) and non-volatile apparent total N-nitroso compounds (ATNC) showed genotoxic effects in animal model systems.

ترکیبات N-نیتروزو از جمله N-نیتروزودایمتیلامین (NDMA) فرار و ترکیبات N-نیتروزو کل ظاهری غیر فرار (ATNC) اثرات ژنوتاکسی در سیستم های مدل جانوری نشان دادند.

They work in the sealless magnetic drive pumps,which transporting volatile,flammable,explosive and toxic solutions with no leakage.

آنها در پمپ های مغناطیسی بدون نشتی کار می کنند که مواد فرار، قابل اشتعال، منفجره و سمی را بدون نشتی جابجا می کنند.

The big molecule of coal break down by the additive affixture,it can accelerate releasing of coal volatiles,make the coal lower ignition temperature.

مولکول بزرگ زغال سنگ توسط افزودنی تجزیه می‌شود، می‌تواند آزاد شدن مواد فرار زغال سنگ را تسریع کند و دمای اشتعال زغال سنگ را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید