conglutinations

[ایالات متحده]/kənˌɡluːtɪˈneɪʃənz/
[بریتانیا]/kənˌɡluːtəˈneɪʃənz/

ترجمه

n. عمل چسبیدن یا پیوستن به هم

عبارات و ترکیب‌ها

conglutinations observed

مشاهدات هم‌چسبیدگی

conglutinations formed

تشکیل هم‌چسبیدگی

conglutinations present

حضور هم‌چسبیدگی

conglutinations detected

تشخیص هم‌چسبیدگی

conglutinations analyzed

تجزیه و تحلیل هم‌چسبیدگی

conglutinations reduced

کاهش هم‌چسبیدگی

conglutinations studied

مطالعه هم‌چسبیدگی

conglutinations evaluated

ارزیابی هم‌چسبیدگی

conglutinations examined

بررسی هم‌چسبیدگی

conglutinations identified

شناسایی هم‌چسبیدگی

جملات نمونه

the conglutinations of the two substances created a strong bond.

اتحاد دو ماده، پیوند محکمی ایجاد کرد.

the scientist studied the conglutinations under a microscope.

دانشمند، تلاقی‌ها را زیر میکروسکوپ مطالعه کرد.

conglutinations can affect the properties of the material.

تلاقی‌ها می‌توانند بر خواص مواد تأثیر بگذارند.

understanding conglutinations is crucial for this experiment.

درک تلاقی‌ها برای این آزمایش بسیار مهم است.

the conglutinations formed during the reaction were unexpected.

تلاقی‌هایی که در طول واکنش شکل گرفتند غیرمنتظره بودند.

we need to analyze the conglutinations for better results.

ما باید تلاقی‌ها را برای نتایج بهتر تجزیه و تحلیل کنیم.

conglutinations can sometimes hinder the process.

تلاقی‌ها گاهی اوقات می‌توانند روند را مختل کنند.

she explained the importance of conglutinations in biology.

او اهمیت تلاقی‌ها در زیست‌شناسی را توضیح داد.

the conglutinations observed in the experiment were significant.

تلاقی‌هایی که در آزمایش مشاهده شد مهم بودند.

researchers are focused on the conglutinations in cellular structures.

محققان بر روی تلاقی‌ها در ساختارهای سلولی متمرکز هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید