congratulated

[ایالات متحده]/kənˈɡrætʃʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/kənˈɡrætʃʊleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته استمراری از تبریک گفتن؛ احساس خوشحالی یا افتخار برای دستاورد یا موفقیت کسی

عبارات و ترکیب‌ها

congratulated him

به او تبریک گفت

congratulated her

به او تبریک گفت

congratulated them

به آنها تبریک گفت

congratulated us

به ما تبریک گفت

congratulated everyone

به همه تبریک گفت

congratulated on success

به خاطر موفقیت تبریک گفت

congratulated for achievement

به خاطر دستاورد تبریک گفت

congratulated for victory

به خاطر پیروزی تبریک گفت

congratulated at ceremony

در مراسم به او تبریک گفت

congratulated with gifts

با هدیه تبریک گفت

جملات نمونه

she congratulated him on his promotion.

او او را به خاطر ارتقای شغلی‌اش تبریک گفت.

they congratulated the team for their victory.

آنها تیم را به خاطر پیروزی‌شان تبریک گفتند.

we congratulated her for winning the award.

ما او را به خاطر برنده شدن جایزه تبریک گفتیم.

the teacher congratulated the students on their hard work.

معلم دانش‌آموزان را به خاطر تلاش‌هایشان تبریک گفت.

he congratulated his friend on the new job.

او دوست خود را به خاطر شغل جدید تبریک گفت.

they congratulated the couple on their wedding.

آنها زوج را به خاطر عروسی‌شان تبریک گفتند.

she congratulated everyone for their support.

او همه را به خاطر حمایت‌شان تبریک گفت.

he congratulated his sister on her graduation.

او خواهر خود را به خاطر فارغ‌التحصیلی‌اش تبریک گفت.

we congratulated the athlete for breaking the record.

ما ورزشکار را به خاطر شکستن رکورد تبریک گفتیم.

they congratulated the artist on her exhibition.

آنها هنرمند را به خاطر نمایشگاه‌اش تبریک گفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید