conjugated

[ایالات متحده]/ˈkɒn.dʒʊ.ɡeɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈkɑn.dʒuˌɡeɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جفت شده یا به هم متصل شده

عبارات و ترکیب‌ها

conjugated verbs

افعال مزدوج

conjugated forms

فرم‌های مزدوج

conjugated proteins

پروتئین‌های مزدوج

conjugated systems

سیستم‌های مزدوج

conjugated acids

اسیدهای مزدوج

conjugated bases

بازهای مزدوج

conjugated molecules

مولکول‌های مزدوج

conjugated structures

ساختارهای مزدوج

conjugated derivatives

مشتقات مزدوج

جملات نمونه

the verb is conjugated in the past tense.

فعل به زمان گذشته تبدیل شده است.

in spanish, verbs are often conjugated differently.

در زبان اسپانیایی، فعل‌ها اغلب به طور متفاوتی صرف می‌شوند.

he conjugated the irregular verbs correctly.

او به درستی افعال نامنظم را صرف کرد.

we learned how to conjugate verbs in class.

ما یاد گرفتیم که چگونه افعال را در کلاس صرف کنیم.

she struggles to remember how to conjugate.

او برای به خاطر سپردن نحوه صرف کردن فعل‌ها مشکل دارد.

the teacher explained how to conjugate verbs.

معلم نحوه صرف کردن افعال را توضیح داد.

conjugated forms can change the meaning of a sentence.

شکل‌های صرف شده می‌توانند معنای یک جمله را تغییر دهند.

he forgot how to conjugate the future tense.

او فراموش کرد که چگونه زمان آینده را صرف کند.

understanding conjugated verbs is essential for fluency.

درک افعال صرف شده برای روانی زبان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید