conscriptions

[ایالات متحده]/kənˈskrɪpʃən/
[بریتانیا]/kən'skrɪpʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سربازگیری اجباری یا اعزام

عبارات و ترکیب‌ها

army conscription

خدمت وظیفه

جملات نمونه

the issue of conscription was a particularly tender one.

مسئله سربازگیری یک موضوع بسیار حساس بود.

The reintroduction of conscription sparked off a major rebellion.

بازگشت سربازگیری باعث بروز شورشی بزرگ شد.

He was rejected by the conscription office because he was under age.

او به دلیل اینکه سنش به حد قانونی نرسیده بود، از سوی دفتر سربازگیری رد شد.

He’s been worried that the government will introduce conscription ever since the war began.

او از زمان شروع جنگ نگران بوده است که دولت سربازگیری را معرفی خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید