conservatory

[ایالات متحده]/kən'sɜːvət(ə)rɪ/
[بریتانیا]/kən'sɝvətɔri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گلخانه یا خانه گرم برای کاشت گیاهان

عبارات و ترکیب‌ها

music conservatory

نگاهستان موسیقی

conservatory of flowers

نگاهستان گل‌ها

botanical conservatory

نگاهستان گیاه‌شناسی

conservatory of music

نگاهستان موسیقی

جملات نمونه

a conservatory in a delicate framework of iron.

یک سازه محافظ در یک چارچوب ظریف آهنی

The original conservatory has been rebuilt in replica.

محافظ اصلی به طور کامل بازسازی شده است.

She studied music at the conservatory.

او موسیقی را در کنسرواتوار تحصیل کرد.

The conservatory is filled with beautiful plants.

کنسرواتوار پر از گیاهان زیبا است.

He plays the piano in the conservatory every morning.

او هر روز صبح پیانو در کنسرواتوار می نوازد.

The conservatory offers a wide range of courses in the arts.

کنسرواتوار طیف گسترده ای از دوره ها در هنر ارائه می دهد.

She hopes to pursue a career in opera after graduating from the conservatory.

او امیدوار است پس از فارغ التحصیلی از کنسرواتوار، شغلی در اپرا دنبال کند.

The conservatory is known for its talented students.

کنسرواتوار به خاطر دانشجویان با استعدادش شناخته شده است.

The conservatory hosts many concerts throughout the year.

کنسرواتوار میزبان بسیاری از کنسرت ها در طول سال است.

Many famous musicians have graduated from this conservatory.

بسیاری از نوازندگان مشهور از این کنسرواتوار فارغ التحصیل شده اند.

She practices her violin skills diligently in the conservatory.

او به طور جدی مهارت های ویولن خود را در کنسرواتوار تمرین می کند.

The conservatory provides a nurturing environment for aspiring artists.

کنسرواتوار یک محیط حمایتی برای هنرمندان آینده فراهم می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید