conserves

[ایالات متحده]/kənˈsɜːvz/
[بریتانیا]/kənˈsɜrvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مربا یا کنسروهایی که حاوی تکه‌های بزرگ یا کامل میوه هستند
v. محافظت کردن، حفظ کردن یا نجات دادن

عبارات و ترکیب‌ها

energy conserves

حفظ انرژی

water conserves

حفظ آب

nature conserves

حفظ طبیعت

wildlife conserves

حفظ حیات وحش

soil conserves

حفظ خاک

heat conserves

حفظ گرما

forest conserves

حفظ جنگل

biodiversity conserves

حفظ تنوع زیستی

carbon conserves

حفظ کربن

جملات نمونه

the organization conserves natural habitats for wildlife.

سازمان زیستگاه‌های طبیعی را برای حیات وحش حفظ می‌کند.

she conserves energy by using energy-efficient appliances.

او با استفاده از وسایل برقی کم‌مصرف، انرژی را حفظ می‌کند.

the museum conserves ancient artifacts for future generations.

موزه آثار باستانی را برای نسل‌های آینده حفظ می‌کند.

he conserves water by fixing leaks in the plumbing.

او با تعمیر نشتی لوله‌ها، آب را حفظ می‌کند.

the park conserves local flora and fauna.

پارک گیاهان و جانوران محلی را حفظ می‌کند.

they conserves their family traditions during holidays.

آنها سنت‌های خانوادگی خود را در تعطیلات حفظ می‌کنند.

the initiative conserves resources to combat climate change.

این طرح منابع را برای مقابله با تغییرات آب و هوایی حفظ می‌کند.

she conserves her strength for the big race.

او برای مسابقه بزرگ، قدرتش را حفظ می‌کند.

the team conserves their momentum for the final push.

تیم، تکانه خود را برای تلاش نهایی حفظ می‌کند.

he conserves his time by prioritizing important tasks.

او با اولویت‌بندی وظایف مهم، وقت خود را حفظ می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید