consists

[ایالات متحده]/kənˈsɪsts/
[بریتانیا]/kənˈsɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شامل بودن از; شامل شدن; در وجود داشتن; به صورت نمود پیدا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

consists of

شامل می‌شود

consists mainly

بیشتر از همه

consists entirely

به طور کامل

consists solely

منحصراً

consists largely

به طور قابل توجهی

consists primarily

در درجه اول

consists typically

معمولاً

consists partly

تا حدودی

consists fundamentally

اساساً

consists exclusively

منحصراً

جملات نمونه

the team consists of five members.

تیم از پنج عضو تشکیل شده است.

the recipe consists of simple ingredients.

دستورالعمل از مواد اولیه ساده تشکیل شده است.

the committee consists of experts from various fields.

کمیته از متخصصان از زمینه های مختلف تشکیل شده است.

the course consists of theoretical and practical lessons.

این دوره شامل دروس نظری و عملی است.

the package consists of three main products.

بسته شامل سه محصول اصلی است.

the audience consists of students and teachers.

مخاطبان شامل دانش آموزان و معلمان است.

the project consists of several phases.

این پروژه شامل چندین فاز است.

the ecosystem consists of various species.

اکوسیستم شامل گونه های مختلف است.

the furniture set consists of a sofa and two chairs.

ست مبلمان شامل یک مبل و دو صندلی است.

the novel consists of multiple interconnected stories.

رمان شامل داستان های متعدد و به هم پیوسته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید