constantan

[ایالات متحده]/ˈkɒnstəntən/
[بریتانیا]/ˈkɑnstəntən/

ترجمه

n. آلیاژ مس-نیکل؛ کانستانتان (آلیاژ نیکل-مس)؛ کانستانتان (آلیاژ مس-نیکل)
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

constantan wire

سیم کنستانتان

constantan thermocouple

ترموکوپل کنستانتان

constantan resistor

مقاومت کنستانتان

constantan alloy

آلیاژ کنستانتان

constantan foil

فویل کنستانتان

constantan sensor

حسگر کنستانتان

constantan strip

نوار کنستانتان

constantan element

عنصر کنستانتان

constantan bridge

پل کنستانتان

constantan probe

پروب کنستانتان

جملات نمونه

constantan is often used in thermocouples.

کانستان اغلب در ترموکوپل‌ها استفاده می‌شود.

the resistance of constantan remains stable over a wide temperature range.

مقاومت کانستان در طیف گسترده‌ای از دماها پایدار می‌ماند.

engineers prefer constantan for its low thermal emf.

مهندسان به دلیل نیروی محرکه الکترموغناطیسی پایین آن، کانستان را ترجیح می‌دهند.

constantan wire is commonly used in resistors.

سیم کانستان معمولاً در مقاومت‌ها استفاده می‌شود.

many sensors utilize constantan for accurate measurements.

بسیاری از سنسورها از کانستان برای اندازه‌گیری دقیق استفاده می‌کنند.

constantan alloys can be found in various electronic devices.

آلیاژهای کانستان را می‌توان در دستگاه‌های الکترونیکی مختلف یافت.

it is important to calibrate instruments that use constantan.

کالیبره کردن ابزاری که از کانستان استفاده می‌کنند مهم است.

constantan is a popular choice for making strain gauges.

کانستان یک انتخاب محبوب برای ساختن کمربندهای کششی است.

research shows that constantan has excellent durability.

تحقیقات نشان می‌دهد که کانستان دوام فوق العاده‌ای دارد.

constantan is often compared to other metal alloys in studies.

کانستان اغلب در مطالعات با سایر آلیاژهای فلزی مقایسه می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید