electrical wire
سیم برق
barbed wire
سیم خاردار
wire transfer
انتقال وجه
live wire
سیم زنده
phone wire
سیم تلفن
steel wire
سیم فولادی
wire rope
طناب سیمی
wire netting
تور سیمی
wire rod
ورق مفتولی
by wire
از طریق تلگراف
wire mesh
سیم مش
hot wire
سیم گرم
wire drawing
کشیدن مفتول
copper wire
سیم مس
stainless steel wire
سیم استیل ضد زنگ
electric wire
سیم برق
wire in
سیمکشی
wire cutting
برش سیم
steel wire rope
طناب سیمی فولادی
welding wire
سیم جوشکاری
iron wire
سیم آهنی
enameled wire
سیم عایقدار
welded wire mesh
مش سیم جوشی
a fence of wire netting
یک حصار سیمی
a length of wire with a hook at the end.
یک طول سیم با یک قلاب در انتهای آن.
the earth wire was left unconnected.
سیم زمین بدون اتصال رها شد.
a screen made of wire mesh.
صفحه ای از توری سیمی.
insulate an electric wire with rubber
عایقگذاری یک سیم برق با لاستیک
thread the wire through the opening.
سیم را از طریق دهانه عبور دهید.
twisting wire into a loop.
پیچیدن سیم به شکل حلقه
Will you connect this wire to the television.
آیا این سیم را به تلویزیون متصل خواهید کرد؟
Copper wire is flexible.
سیم مسی انعطاف پذیر است.
Be careful, this wire is live.
مراقب باشید، این سیم برق دارد.
They will wire the new house for electricity.
آنها خانه جدید را برای برق سیمکشی خواهند کرد.
a piece of bent wire
یک تکه سیم خمیده
The thinness of the wire was a great problem.
ظرافت سیم یک مشکل بزرگ بود.
two wires in the form of an X.
دو سیم به شکل X.
the wire has to be bent back tightly.
سیم باید به طور محکم خم شود.
the wire was spot-welded in place.
سیم در جای خود به صورت نقطهای جوش داده شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید