consults clients
مشاوره با مشتریان
consults experts
مشاوره با متخصصین
consults team
مشاوره با تیم
consults resources
مشاوره با منابع
consults partners
مشاوره با شرکا
consults stakeholders
مشاوره با ذینفعان
consults specialists
مشاوره با متخصصان
consults authorities
مشاوره با مقامات
consults advisors
مشاوره با مشاوران
consults management
مشاوره با مدیریت
she consults with her colleagues before making a decision.
او قبل از اتخاذ تصمیم با همکاران خود مشورت میکند.
the doctor consults the medical records for a better diagnosis.
پزشک برای تشخیص بهتر، سوابق پزشکی را بررسی میکند.
he often consults experts for advice on his projects.
او اغلب برای مشاوره در مورد پروژههایش با متخصصان مشورت میکند.
before starting the business, she consults a financial advisor.
قبل از شروع کسب و کار، او با یک مشاور مالی مشورت میکند.
the teacher consults the curriculum to plan the lessons.
معلم برای برنامهریزی دروس، برنامه درسی را بررسی میکند.
she consults various sources to gather accurate information.
او برای جمعآوری اطلاعات دقیق، منابع مختلف را بررسی میکند.
he consults legal counsel before signing the contract.
او قبل از امضای قرارداد با مشاور حقوقی مشورت میکند.
the manager consults the team for feedback on the project.
مدیر برای دریافت بازخورد در مورد پروژه، با تیم مشورت میکند.
they consult the guidelines to ensure compliance with regulations.
آنها برای اطمینان از رعایت مقررات، دستورالعملها را بررسی میکنند.
before traveling, she consults travel reviews for recommendations.
قبل از سفر، او برای دریافت توصیه، نظرات مسافرتی را بررسی میکند.
consults clients
مشاوره با مشتریان
consults experts
مشاوره با متخصصین
consults team
مشاوره با تیم
consults resources
مشاوره با منابع
consults partners
مشاوره با شرکا
consults stakeholders
مشاوره با ذینفعان
consults specialists
مشاوره با متخصصان
consults authorities
مشاوره با مقامات
consults advisors
مشاوره با مشاوران
consults management
مشاوره با مدیریت
she consults with her colleagues before making a decision.
او قبل از اتخاذ تصمیم با همکاران خود مشورت میکند.
the doctor consults the medical records for a better diagnosis.
پزشک برای تشخیص بهتر، سوابق پزشکی را بررسی میکند.
he often consults experts for advice on his projects.
او اغلب برای مشاوره در مورد پروژههایش با متخصصان مشورت میکند.
before starting the business, she consults a financial advisor.
قبل از شروع کسب و کار، او با یک مشاور مالی مشورت میکند.
the teacher consults the curriculum to plan the lessons.
معلم برای برنامهریزی دروس، برنامه درسی را بررسی میکند.
she consults various sources to gather accurate information.
او برای جمعآوری اطلاعات دقیق، منابع مختلف را بررسی میکند.
he consults legal counsel before signing the contract.
او قبل از امضای قرارداد با مشاور حقوقی مشورت میکند.
the manager consults the team for feedback on the project.
مدیر برای دریافت بازخورد در مورد پروژه، با تیم مشورت میکند.
they consult the guidelines to ensure compliance with regulations.
آنها برای اطمینان از رعایت مقررات، دستورالعملها را بررسی میکنند.
before traveling, she consults travel reviews for recommendations.
قبل از سفر، او برای دریافت توصیه، نظرات مسافرتی را بررسی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید