contactless

[ایالات متحده]/ˈkɒntæktləs/
[بریتانیا]/ˈkɑːntæktləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نیاز به تماس فیزیکی ندارد; بدون لمس مستقیم عمل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

contactless payment

پرداخت بدون تماس

contactless card

کارت بدون تماس

contactless technology

فناوری بدون تماس

contactless service

خدمات بدون تماس

contactless transaction

تراکنش بدون تماس

contactless delivery

تحویل بدون تماس

contactless access

دسترسی بدون تماس

contactless checkout

پرداخت بدون تماس

contactless solutions

راهکارهای بدون تماس

contactless experience

تجربه بدون تماس

جملات نمونه

contactless payments are becoming more popular.

پرداخت‌های بدون تماس روز به روز محبوب‌تر می‌شوند.

many stores now offer contactless delivery options.

اکنون بسیاری از فروشگاه‌ها گزینه‌های تحویل بدون تماس ارائه می‌دهند.

contactless technology improves safety and convenience.

فناوری بدون تماس ایمنی و راحتی را بهبود می‌بخشد.

she prefers contactless transactions for hygiene reasons.

او به دلیل مسائل بهداشتی، تراکنش‌های بدون تماس را ترجیح می‌دهد.

contactless cards can be used for quick payments.

می‌توان از کارت‌های بدون تماس برای پرداخت‌های سریع استفاده کرد.

he loves the ease of contactless shopping.

او از راحتی خرید بدون تماس لذت می‌برد.

contactless access systems are widely adopted in offices.

سیستم‌های دسترسی بدون تماس به طور گسترده در دفاتر مورد استفاده قرار می‌گیرند.

using contactless technology reduces the spread of germs.

استفاده از فناوری بدون تماس از انتشار میکروب‌ها جلوگیری می‌کند.

many people trust contactless methods for their transactions.

بسیاری از مردم روش‌های بدون تماس را برای تراکنش‌های خود مورد اعتماد می‌دانند.

contactless features are essential in today's digital world.

امکانات بدون تماس در دنیای دیجیتال امروز ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید