contrabass

[ایالات متحده]/ˈkɒntrəbeɪs/
[بریتانیا]/ˈkɑntrəbeɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پایین‌ترین \nb. ساز زهی کنترباس; کنترباس; هر ساز کنترباس پایین‌ترین
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

contrabass guitar

گیتار کنترباس

contrabass clarinet

کلارینت کنترباس

contrabassoon player

نوازنده کنترباسون

contrabass section

بخش کنترباس

contrabass line

خط کنترباس

contrabass sound

صدای کنترباس

contrabass music

موسیقی کنترباس

contrabass tuning

تنظیم کنترباس

contrabass bow

کمان کنترباس

contrabass player

نوازنده کنترباس

جملات نمونه

the contrabass adds depth to the orchestra.

کنترباس به عمق ارکستر می‌افزاید.

he plays the contrabass in the jazz band.

او کنترباس را در گروه جاز می‌نوازد.

the contrabass is essential for classical music.

کنترباس برای موسیقی کلاسیک ضروری است.

she studied the contrabass at the conservatory.

او کنترباس را در کنسرواتوار تحصیل کرد.

learning the contrabass requires dedication.

یادگیری کنترباس نیاز به تعهد دارد.

the contrabass has a rich, warm tone.

کنترباس دارای صدایی غنی و گرم است.

he is known for his contrabass solos.

او به خاطر سولوهای کنترباس خود مشهور است.

the contrabass section plays a crucial role.

بخش کنترباس نقش مهمی ایفا می‌کند.

she bought a new contrabass for the concert.

او یک کنترباس جدید برای کنسرت خرید.

he enjoys composing music for the contrabass.

او از ساختن موسیقی برای کنترباس لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید