low-pitched

[ایالات متحده]/[ˈləʊ.pɪtʃt]/
[بریتانیا]/[ˈloʊ.pɪtʃt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای محدوده نت پایین؛ تولید شده یا با نت‌های پایین مشخص شده؛ خنگ یا افسرده.

عبارات و ترکیب‌ها

low-pitched voice

صوت پایین

low-pitched hum

همز

a low-pitched tone

نغمه پایین

low-pitched rumble

همز پایین

playing low-pitched

پایین‌تر بازی کردن

low-pitched sound

صوت پایین

felt low-pitched

پایین‌تر احساس شد

very low-pitched

خیلی پایین‌تر

low-pitched notes

نواهای پایین

was low-pitched

پایین‌تر بود

جملات نمونه

the low-pitched hum of the refrigerator filled the kitchen.

آهیز پایین‌تر یخچال کitchen را پر کرد.

a low-pitched voice echoed through the empty theater.

یک صدای پایین‌تر از طریق تئاتر خالی تکان داد.

the low-pitched cello solo was deeply moving.

آلت سولو سل در پایین‌تر بسیار感人 بود.

he delivered a low-pitched warning to the children.

او به کودکان یک هشدار پایین‌تر داد.

the low-pitched rumble of thunder shook the house.

رعد و برق پایین‌تر خانه را لرزاند.

the singer had a naturally low-pitched voice.

آواز خواننده طبیعی پایین‌تر بود.

the low-pitched drone of the engine was constant.

درون موتور پایین‌تر ثابت بود.

we heard a low-pitched growl coming from the woods.

ما یک زورخانه پایین‌تر را از جنگل شنیدیم.

the low-pitched foghorn warned ships of the rocks.

فوق‌العاده پایین‌تر به کشتی‌ها هشدار داد که سنگ‌ها را بگیرند.

the low-pitched murmur of the crowd was almost hypnotic.

همزمانی جمعیت پایین‌تر تقریباً هیپنوتیک بود.

the low-pitched bass line anchored the song.

خط پایه پایین‌تر آهنگ را ثابت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید