contradance

[ایالات متحده]/ˈkɒntrəˌdɑːns/
[بریتانیا]/ˈkɒntrəˌdæns/

ترجمه

n. نوعی رقص که توسط زوج‌ها رو به روی یکدیگر اجرا می‌شود؛ یک ترکیب موسیقی برای این رقص
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

contradance event

جشن رقص کنترا

contradance group

گروه رقص کنترا

contradance music

موسیقی رقص کنترا

contradance night

شب رقص کنترا

contradance caller

فراخواننده رقص کنترا

contradance style

سبک رقص کنترا

contradance lesson

درس رقص کنترا

contradance partner

هم‌رقص کنترا

contradance session

جلسه رقص کنترا

contradance community

جامعه رقص کنترا

جملات نمونه

we decided to organize a contradance for the community.

ما تصمیم گرفتیم یک رقص مخالفتی برای جامعه برگزار کنیم.

contradance is a fun way to socialize and meet new people.

رقص مخالفتی راهی سرگرم کننده برای معاشرت و ملاقات با افراد جدید است.

she taught us the steps for the contradance at the festival.

او مراحل رقص مخالفتی را در جشنواره به ما آموزش داد.

we enjoyed a lively evening of contradance with friends.

ما یک شب پر جنب و جوش از رقص مخالفتی با دوستانمان گذراندیم.

many people joined the contradance, filling the hall with laughter.

بسیاری از افراد به رقص مخالفتی پیوستند و سالن را با خنده پر کردند.

learning the contradance requires practice and coordination.

یادگیری رقص مخالفتی نیاز به تمرین و هماهنگی دارد.

the contradance was the highlight of the evening event.

رقص مخالفتی اوج رویداد شب بود.

we paired up for the contradance and had a great time.

ما برای رقص مخالفتی جفت شدیم و اوقات خوبی داشتیم.

contradance often features traditional folk music.

رقص مخالفتی اغلب دارای موسیقی محلی سنتی است.

after the contradance, everyone enjoyed refreshments together.

پس از رقص مخالفتی، همه از نوشیدنی ها با هم لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید