contumacies

[ایالات متحده]/ˌkɒntjʊˈmeɪsiːz/
[بریتانیا]/ˌkɑːnˈtjuːməˌsiːz/

ترجمه

n. عدم اطاعت یا توافق؛ لجبازی

عبارات و ترکیب‌ها

contumacies displayed

نشان دادن جسارت

contumacies ignored

نادیده گرفتن جسارت

contumacies addressed

رسیدگی به جسارت

contumacies noted

ثبت جسارت

contumacies challenged

چالش با جسارت

contumacies observed

مشاهده جسارت

contumacies reported

گزارش جسارت

contumacies considered

در نظر گرفتن جسارت

contumacies tolerated

تحمل جسارت

contumacies revealed

افشای جسارت

جملات نمونه

his contumacies led to severe consequences.

اقدامات مغایر او منجر به عواقب شدید شد.

despite her contumacies, she was still respected.

با وجود نافرمانی‌های او، او هنوز هم مورد احترام بود.

the judge noted the defendant's contumacies.

قاضی به نافرمانی‌های متهم اشاره کرد.

contumacies in court can lead to contempt charges.

نافرمانی در دادگاه می‌تواند منجر به اتهام بی‌احترامی شود.

his repeated contumacies frustrated the authorities.

نافرمانی‌های مکرر او مقامات را ناامید کرد.

contumacies are often punished in legal settings.

نافرمانی‌ها اغلب در محیط‌های قانونی مجازات می‌شوند.

her contumacies during the meeting were noted by everyone.

نافرمانی‌های او در طول جلسه توسط همه افراد مورد توجه قرار گرفت.

he faced repercussions for his contumacies.

او برای نافرمانی‌هایش با عواقبی روبرو شد.

contumacies can undermine a person's credibility.

نافرمانی می‌تواند اعتبار یک شخص را تضعیف کند.

the teacher addressed the student's contumacies directly.

معلم به طور مستقیم به نافرمانی‌های دانش‌آموز رسیدگی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید