convulsant

[ایالات متحده]/kənˈvʌlsənt/
[بریتانیا]/kənˈvʌlsənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دارویی که تشنج ایجاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

convulsant drug

داروی تشنج‌آور

convulsant effect

اثر تشنج‌آور

convulsant agent

عامل تشنج‌آور

convulsant response

پاسخ تشنج‌آور

convulsant properties

ویژگی‌های تشنج‌آور

convulsant activity

فعالیت تشنج‌آور

convulsant medication

داروی تشنج‌آور

convulsant treatment

درمان تشنج‌آور

convulsant seizure

تشنج تشنج‌آور

convulsant mechanism

مکانیسم تشنج‌آور

جملات نمونه

convulsant medications can help control seizures.

داروهای تشنج‌زا می‌توانند به کنترل تشنج کمک کنند.

the doctor prescribed a convulsant to manage the patient's condition.

پزشک برای مدیریت وضعیت بیمار یک داروی تشنج‌زا تجویز کرد.

some convulsants can have side effects like drowsiness.

برخی از داروهای تشنج‌زا می‌توانند عوارض جانبی مانند خواب آلودگی داشته باشند.

it's important to monitor patients on convulsant therapy.

نظارت بر بیمارانی که تحت درمان با داروهای تشنج‌زا هستند، مهم است.

research is ongoing to find new convulsant drugs.

تحقیقات برای یافتن داروهای تشنج‌زای جدید در حال انجام است.

convulsant effects vary among different individuals.

اثرات داروهای تشنج‌زا در افراد مختلف متفاوت است.

some natural substances can act as convulsants.

برخی از مواد طبیعی می‌توانند به عنوان داروی تشنج‌زا عمل کنند.

patients should be informed about the risks of convulsants.

باید بیماران را در مورد خطرات داروهای تشنج‌زا آگاه کرد.

convulsants are often used in emergency medical situations.

داروهای تشنج‌زا اغلب در شرایط اورژانس پزشکی استفاده می‌شوند.

long-term use of convulsants may require regular check-ups.

استفاده طولانی مدت از داروهای تشنج‌زا ممکن است نیاز به معاینات منظم داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید