cookshops

[US]/ˈkʊkʃɒp/
[UK]/ˈkʊkʃɑːp/
Frequency: Very High

Translation

n. رستوران یا غذاخوری؛ رستوران کوچک یا دایر

Phrases & Collocations

local cookshop

فروشگاه لوازم آشپزخانه محلی

famous cookshop

فروشگاه لوازم آشپزخانه معروف

online cookshop

فروشگاه لوازم آشپزخانه آنلاین

new cookshop

فروشگاه لوازم آشپزخانه جدید

best cookshop

بهترین فروشگاه لوازم آشپزخانه

vintage cookshop

فروشگاه لوازم آشپزخانه قدیمی

small cookshop

فروشگاه لوازم آشپزخانه کوچک

popular cookshop

فروشگاه لوازم آشپزخانه محبوب

specialty cookshop

فروشگاه لوازم آشپزخانه تخصصی

Example Sentences

the cookshop offers a variety of cooking classes.

فروشگاه آشپزی انواع کلاس‌های آشپزی را ارائه می‌دهد.

i bought some fresh ingredients at the cookshop.

من مواد اولیه تازه ای از فروشگاه آشپزی خریدم.

you can find unique kitchen gadgets at the cookshop.

شما می توانید گجغدهای آشپزخانه منحصر به فردی در فروشگاه آشپزی پیدا کنید.

the cookshop has a great selection of cookbooks.

فروشگاه آشپزی مجموعه ای عالی از کتاب های آشپزی دارد.

i love visiting the cookshop to discover new recipes.

من عاشق بازدید از فروشگاه آشپزی برای کشف دستور العمل های جدید هستم.

the cookshop is known for its friendly staff.

فروشگاه آشپزی به خاطر کارکنان دوستانه اش شناخته شده است.

she works part-time at the local cookshop.

او به صورت پاره وقت در فروشگاه آشپزی محلی کار می کند.

the cookshop hosts monthly cooking competitions.

فروشگاه آشپزی مسابقات آشپزی ماهانه برگزار می کند.

many chefs recommend this cookshop for quality supplies.

بسیاری از سرآشپزها این فروشگاه آشپزی را برای تهیه مواد با کیفیت توصیه می کنند.

the cookshop's annual sale attracts many customers.

فروش سالانه فروشگاه آشپزی بسیاری از مشتریان را جذب می کند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now