cooky

[ایالات متحده]/'kʊkɪ/
[بریتانیا]/ˈkʊki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شیرینی کوچک و شیرین که معمولاً گرد است و اغلب حاوی تکه‌های شکلات می‌باشد
Word Forms
جمعcookies

عبارات و ترکیب‌ها

chocolate chip cooky

کیک چیپس شکلات

oatmeal cooky

کیک جو دوسر

sugar cooky

کیک شکر

butter cooky

کیک کره

جملات نمونه

No cookies are left.

هیچ کوکی‌ای باقی نمانده است.

sold the cookies for one dollar per.

آنها کوکی‌ها را به ازای هر کوکی یک دلار فروختند.

dusted the cookies with sugar; dust crops with fertilizer.

کوکی‌ها را با شکر پوشاندند؛ محصولات کشاورزی را با کود پوشاندند.

Every purchaser of a pound of coffee received a box of cookies as a bonus.

هر خریدار یک پوند قهوه، یک جعبه کوکی به عنوان جایزه دریافت کرد.

E is a new type of powerful antioxidant, can be used in beverages, toothpaste, chutty, cookies and cosmetic etc .

E یک نوع جدید آنتی‌اکسیدان قوی است که می‌تواند در نوشیدنی‌ها، خمیردندان، چاتنی، کوکی‌ها و لوازم آرایشی و بهداشتی و غیره استفاده شود.

They have been processed in some ways.These foods are all processed candy and cooky without meat component.

آنها به روشی فرآوری شده اند. این غذاها همه شیرینی و بیسکویت فرآوری شده بدون جزء گوشت هستند.

I can make French style pastries such as opera, Dacquoise, cream Brule, brioche, Tarts, mousse cake, cookies, chocolate candies, decorations, etc...

من می‌توانم شیرینی‌های فرانسوی مانند اپرا، داکواز، کرم بروله، بریوش، تارت، کیک موس، کوکی، آب‌نبات‌های شکلاتی، تزئینات و غیره درست کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید