coordinators

[ایالات متحده]/kəʊˈɔːdɪneɪtəz/
[بریتانیا]/koʊˈɔrdəˌneɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی یا چیزهایی که سازماندهی یا ترتیب می‌دهند؛ افراد یا چیزهای برابر

عبارات و ترکیب‌ها

event coordinators

هماهنگ‌کنندگان رویداد

project coordinators

هماهنگ‌کنندگان پروژه

team coordinators

هماهنگ‌کنندگان تیم

program coordinators

هماهنگ‌کنندگان برنامه

logistics coordinators

هماهنگ‌کنندگان لجستیک

marketing coordinators

هماهنگ‌کنندگان بازاریابی

training coordinators

هماهنگ‌کنندگان آموزش

safety coordinators

هماهنگ‌کنندگان ایمنی

service coordinators

هماهنگ‌کنندگان خدمات

community coordinators

هماهنگ‌کنندگان جامعه

جملات نمونه

the coordinators organized a successful event.

هماهنگ‌کنندگان یک رویداد موفقیت‌آمیز را سازماندهی کردند.

coordinators are essential for project management.

هماهنگ‌کنندگان برای مدیریت پروژه ضروری هستند.

our team of coordinators will assist you.

تیم هماهنگ‌کنندگان ما به شما کمک خواهد کرد.

the coordinators met to discuss the new policies.

هماهنگ‌کنندگان برای بحث در مورد سیاست‌های جدید ملاقات کردند.

coordinators ensure smooth communication among teams.

هماهنگ‌کنندگان ارتباط روان را بین تیم‌ها تضمین می‌کنند.

we need more coordinators for the upcoming conference.

ما به هماهنگ‌کنندگان بیشتری برای کنفرانس آینده نیاز داریم.

the coordinators will provide training sessions.

هماهنگ‌کنندگان جلسات آموزشی ارائه خواهند داد.

coordinators play a key role in event planning.

هماهنگ‌کنندگان نقش مهمی در برنامه‌ریزی رویداد ایفا می‌کنند.

effective coordinators can improve team productivity.

هماهنگ‌کنندگان مؤثر می‌توانند بهره‌وری تیم را بهبود بخشند.

coordinators often handle multiple tasks at once.

هماهنگ‌کنندگان اغلب چندین کار را به طور همزمان انجام می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید