heads up
هشدار
heads together
همکاری
heads and tails
شیر و گربه
heads off
خارج کردن سر
heads roll
سرها بغلطند
heads high
سر بالا
heads up display
نمایشگر سر بالا
heads first
ابتدا سر
heads in
داخل سر
heads out
خارج سر
she always heads the team during projects.
او همیشه در طول پروژهها رهبری تیم را بر عهده دارد.
he heads off to work early in the morning.
او صبح زود به محل کار میرود.
the company heads are meeting to discuss the budget.
مدیران شرکت برای بحث در مورد بودجه در حال جلسه هستند.
they heads to the beach every summer.
آنها هر تابستان به سمت ساحل میروند.
she heads the research department at the university.
او ریاست بخش تحقیقات را در دانشگاه بر عهده دارد.
he heads up the marketing strategy for the new product.
او استراتژی بازاریابی برای محصول جدید را هدایت میکند.
the parade heads through the main street.
پاراد از طریق خیابان اصلی عبور میکند.
they often heads to the mountains for hiking.
آنها اغلب برای پیادهروی به کوهها میروند.
she heads the committee that organizes the event.
او ریاست کمیتهای را بر عهده دارد که مسئول برگزاری رویداد است.
he heads the initiative to improve community services.
او ابتکار عمل برای بهبود خدمات اجتماعی را هدایت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید