baby coos
غُرغرهای نوزاد
coos softly
به آرامی غُرغُره میکند
coos gently
به ملایمت غُرغُره میکند
sweet coos
غُرغرههای شیرین
coos happily
با خوشحالی غُرغُره میکند
coos of joy
غُرغرههای شادی
coos in delight
با لذت غُرغُره میکند
coos of love
غُرغرههای عشق
soft coos
غُرغرههای نرم
coos at night
شبها غُرغُره میکند
the baby coos softly in the crib.
نوزاد به آرامی در گهواره غلغله میکند.
she coos to her pet bird every morning.
او هر روز صبح به پرنده خانگیاش غلغله میکند.
the mother coos gently to calm her child.
مادر به آرامی برای آرام کردن فرزندش غلغله میکند.
as the dove coos, the garden feels peaceful.
با غلغله کردن کبوتر، باغ احساس آرامش میکند.
he loves the way she coos when she’s happy.
او شیوه غلغله کردن او وقتی خوشحال است را دوست دارد.
the little girl coos at the puppy.
دختر کوچولو به توله سگ غلغله میکند.
they coo sweet nothings to each other.
آنها حرفهای عاشقانه به هم میگویند.
the sound of coos filled the air during spring.
صدای غلغلهها در طول بهار هوا را پر کرد.
she coos with delight at the cute kittens.
او با خوشحالی به تولههای گربه شیرین نگاه میکند.
he coos softly to reassure the frightened child.
او به آرامی برای اطمینان خاطر کودک ترسیده غلغله میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید