copilots

[ایالات متحده]/ˈkəʊˌpaɪlɒts/
[بریتانیا]/ˈkoʊˌpaɪlɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دومین خلبان یک هواپیما؛ یک خلبان خودکار

عبارات و ترکیب‌ها

flight copilots

خلبان‌های کمکی پرواز

experienced copilots

خلبان‌های کمکی با تجربه

pilot copilots

خلبان‌های کمکی

aircraft copilots

خلبان‌های کمکی هواپیما

copilots training

آموزش خلبان‌های کمکی

copilots roles

نقش‌های خلبان‌های کمکی

junior copilots

خلبان‌های کمکی ارشد

senior copilots

خلبان‌های کمکی جوان

qualified copilots

خلبان‌های کمکی واجد شرایط

جملات نمونه

many pilots rely on their copilots for assistance during flights.

بسیاری از خلبان‌ها برای دریافت کمک در طول پرواز به کمک خلبانان خود متکی هستند.

copilots play a crucial role in ensuring flight safety.

خلبانان نقش مهمی در تضمین ایمنی پرواز ایفا می‌کنند.

during long flights, copilots can take turns resting.

در طول پروازهای طولانی، خلبانان می‌توانند نوبت‌های استراحت را انجام دهند.

copilots must be trained to handle emergencies.

خلبانان باید برای مقابله با شرایط اضطراری آموزش ببینند.

effective communication between pilots and copilots is essential.

ارتباط موثر بین خلبانان و کمک خلبانان ضروری است.

some copilots aspire to become captains one day.

برخی از خلبانان روزی امیدوارند به کاپیتان تبدیل شوند.

copilots assist in navigation and flight operations.

خلبانان در مسیریابی و عملیات پرواز کمک می‌کنند.

teamwork between pilots and copilots enhances flight efficiency.

همکاری بین خلبانان و کمک خلبانان باعث افزایش کارایی پرواز می‌شود.

new copilots often undergo extensive training before flying solo.

خلبانان جدید اغلب قبل از پرواز انفرادی، آموزش‌های گسترده‌ای را پشت سر می‌گذارند.

experienced copilots can provide valuable insights to new pilots.

خلبانان با تجربه می‌توانند بینش‌های ارزشمندی به خلبانان جدید ارائه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید