coppered surface
سطح مسدار
coppered wire
سیم مسی
coppered roof
سقف مسدار
coppered finish
پوشش مسی
coppered pipe
لوله مسی
coppered plate
صفحه مسی
coppered tubing
لوله مسی
coppered components
قطعات مسی
coppered fittings
اتصالات مسی
coppered accents
جزئیات مسی
the artist coppered the sculpture to give it a unique finish.
هنرمند مجسمه را با مس پوشاند تا به آن ظاهری منحصر به فرد بدهد.
they coppered the roof to enhance its durability against weather.
آنها سقف را با مس پوشاندند تا دوام آن را در برابر آب و هوا افزایش دهند.
the company coppered the wires for better conductivity.
شرکت سیمها را با مس پوشاند تا رسانایی آنها بهتر شود.
she coppered the jewelry to make it more attractive.
او جواهرات را با مس پوشاند تا جذابیت آنها بیشتر شود.
he coppered the pipes to prevent corrosion.
او لولهها را با مس پوشاند تا از خوردگی جلوگیری کند.
the craftsman coppered the cookware for better heat distribution.
صنعتگر ماهیتابه ها را با مس پوشاند تا توزیع گرما بهتر شود.
they decided to copper the statues for a classic look.
آنها تصمیم گرفتند مجسمهها را با مس پوشاندند تا ظاهری کلاسیک داشته باشند.
after being coppered, the instrument produced a richer sound.
پس از پوشش با مس، سازنده صدایی غنی تر تولید کرد.
the team coppered the components to improve their performance.
تیم قطعات را با مس پوشاند تا عملکرد آنها بهبود یابد.
she learned how to properly copper the electrical connections.
او یاد گرفت که چگونه اتصالات الکتریکی را به درستی با مس بپوشاند.
coppered surface
سطح مسدار
coppered wire
سیم مسی
coppered roof
سقف مسدار
coppered finish
پوشش مسی
coppered pipe
لوله مسی
coppered plate
صفحه مسی
coppered tubing
لوله مسی
coppered components
قطعات مسی
coppered fittings
اتصالات مسی
coppered accents
جزئیات مسی
the artist coppered the sculpture to give it a unique finish.
هنرمند مجسمه را با مس پوشاند تا به آن ظاهری منحصر به فرد بدهد.
they coppered the roof to enhance its durability against weather.
آنها سقف را با مس پوشاندند تا دوام آن را در برابر آب و هوا افزایش دهند.
the company coppered the wires for better conductivity.
شرکت سیمها را با مس پوشاند تا رسانایی آنها بهتر شود.
she coppered the jewelry to make it more attractive.
او جواهرات را با مس پوشاند تا جذابیت آنها بیشتر شود.
he coppered the pipes to prevent corrosion.
او لولهها را با مس پوشاند تا از خوردگی جلوگیری کند.
the craftsman coppered the cookware for better heat distribution.
صنعتگر ماهیتابه ها را با مس پوشاند تا توزیع گرما بهتر شود.
they decided to copper the statues for a classic look.
آنها تصمیم گرفتند مجسمهها را با مس پوشاندند تا ظاهری کلاسیک داشته باشند.
after being coppered, the instrument produced a richer sound.
پس از پوشش با مس، سازنده صدایی غنی تر تولید کرد.
the team coppered the components to improve their performance.
تیم قطعات را با مس پوشاند تا عملکرد آنها بهبود یابد.
she learned how to properly copper the electrical connections.
او یاد گرفت که چگونه اتصالات الکتریکی را به درستی با مس بپوشاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید