coppered

[ایالات متحده]/ˈkɒpəd/
[بریتانیا]/ˈkɑːpərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با مس پوشاندن یا پوشش دادن
adj. ساخته شده از مس یا شبیه مس
n. مس به عنوان یک ماده یا ارز؛ (مس) یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

coppered surface

سطح مس‌دار

coppered wire

سیم مسی

coppered roof

سقف مس‌دار

coppered finish

پوشش مسی

coppered pipe

لوله مسی

coppered plate

صفحه مسی

coppered tubing

لوله مسی

coppered components

قطعات مسی

coppered fittings

اتصالات مسی

coppered accents

جزئیات مسی

جملات نمونه

the artist coppered the sculpture to give it a unique finish.

هنرمند مجسمه را با مس پوشاند تا به آن ظاهری منحصر به فرد بدهد.

they coppered the roof to enhance its durability against weather.

آنها سقف را با مس پوشاندند تا دوام آن را در برابر آب و هوا افزایش دهند.

the company coppered the wires for better conductivity.

شرکت سیم‌ها را با مس پوشاند تا رسانایی آنها بهتر شود.

she coppered the jewelry to make it more attractive.

او جواهرات را با مس پوشاند تا جذابیت آنها بیشتر شود.

he coppered the pipes to prevent corrosion.

او لوله‌ها را با مس پوشاند تا از خوردگی جلوگیری کند.

the craftsman coppered the cookware for better heat distribution.

صنعتگر ماهیتابه ها را با مس پوشاند تا توزیع گرما بهتر شود.

they decided to copper the statues for a classic look.

آنها تصمیم گرفتند مجسمه‌ها را با مس پوشاندند تا ظاهری کلاسیک داشته باشند.

after being coppered, the instrument produced a richer sound.

پس از پوشش با مس، سازنده صدایی غنی تر تولید کرد.

the team coppered the components to improve their performance.

تیم قطعات را با مس پوشاند تا عملکرد آنها بهبود یابد.

she learned how to properly copper the electrical connections.

او یاد گرفت که چگونه اتصالات الکتریکی را به درستی با مس بپوشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید