coreligionists

[ایالات متحده]/ˌkɔːrɪˈlɪdʒənɪsts/
[بریتانیا]/ˌkɔːrɪˈlɪdʒənɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که از یک دین پیروی می‌کنند؛ کسانی که همان ایمان را دارند

عبارات و ترکیب‌ها

coreligionists unite

همکیشان متحد شوند

coreligionists support

همکیشان حمایت کنند

coreligionists gather

همکیشان گرد هم آیند

coreligionists dialogue

گفتگوی همکیشان

coreligionists collaborate

همکیشان همکاری کنند

coreligionists network

شبکه همکیشان

coreligionists alliance

ائتلاف همکیشان

coreligionists community

جامعه همکیشان

coreligionists outreach

ارتباطات همکیشان

coreligionists values

ارزش‌های همکیشان

جملات نمونه

many coreligionists gathered for the annual festival.

بسیاری از هم‌فکران برای جشن سالانه گرد هم آمدند.

coreligionists often support each other in times of need.

هم‌فکران اغلب در زمان نیاز از یکدیگر حمایت می‌کنند.

she found comfort among her coreligionists during difficult times.

او در زمان‌های سخت در میان هم‌فکران خود آرامش یافت.

coreligionists share similar beliefs and values.

هم‌فکران باورها و ارزش‌های مشابهی دارند.

he organized a charity event with his coreligionists.

او با هم‌فکران خود یک رویداد خیریه ترتیب داد.

coreligionists often participate in community service projects.

هم‌فکران اغلب در پروژه‌های خدمات اجتماعی شرکت می‌کنند.

she felt a strong bond with her coreligionists.

او با هم‌فکران خود پیوند محکمی احساس کرد.

coreligionists attended the interfaith dialogue.

هم‌فکران در گفتگوهای بین‌ادیانی شرکت کردند.

he discussed important issues with his coreligionists.

او مسائل مهم را با هم‌فکران خود مورد بحث قرار داد.

coreligionists often celebrate their traditions together.

هم‌فکران اغلب سنت‌های خود را با هم جشن می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید