devotees gathering
گرد هم جمع شدن طرفداران
devotees meeting
جلسه طرفداران
devotees support
حمایت طرفداران
devotees club
باشگاه طرفداران
devotees event
رویداد طرفداران
devotees group
گروه طرفداران
devotees community
جامعه طرفداران
devotees network
شبکه طرفداران
devotees retreat
بازنشستگی طرفداران
devotees forum
انجمن طرفداران
many devotees gather every year for the festival.
سالانه بسیاری از زائران برای جشنواره گرد هم میآیند.
the devotees of the ancient temple perform rituals daily.
زائران معبد باستانی هر روز مناسک را انجام می دهند.
devotees often share their experiences in online forums.
زائران اغلب تجربیات خود را در فروم های آنلاین به اشتراک می گذارند.
she is a devoted follower among the devotees of the movement.
او در میان زائران جنبش یک پیرو فداکار است.
devotees believe in the power of prayer and meditation.
زائران به قدرت دعا و مراقبه اعتقاد دارند.
the temple attracts many devotees from around the world.
این معبد بسیاری از زائران را از سراسر جهان جذب می کند.
devotees often volunteer their time to help the community.
زائران اغلب وقت خود را به کمک به جامعه داوطلب می کنند.
she wrote a book for the devotees of her spiritual practice.
او کتابی برای زائران تمرین معنوی خود نوشت.
devotees celebrate their faith with music and dance.
زائران ایمان خود را با موسیقی و رقص جشن می گیرند.
many devotees travel long distances to attend the ceremony.
بسیاری از زائران مسافت های طولانی را برای شرکت در مراسم طی می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید