corncob

[ایالات متحده]/ˈkɔːnkɒb/
[بریتانیا]/ˈkɔrnˌkɑb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هسته مرکزی یک خوشه ذرت؛ محور یک خوشه ذرت
Word Forms
جمعcorncobs

عبارات و ترکیب‌ها

corncob pipe

سر لوله ذرت

corncob doll

عروسک دانه ذرت

corncob salad

سالاد دانه ذرت

corncob holder

نگهدارنده دانه ذرت

corncob soup

سوپ دانه ذرت

corncob game

بازی دانه ذرت

corncob wreath

تاج گل دانه ذرت

corncob crafts

هنر و کاردستی دانه ذرت

corncob feed

خوراک دانه ذرت

corncob art

هنر دانه ذرت

جملات نمونه

she used a corncob to make a unique art project.

او از دانه ذرت برای ساخت یک پروژه هنری منحصر به فرد استفاده کرد.

the children enjoyed playing with the corncob dolls.

کودکان از بازی با عروسک‌های دانه ذرت لذت بردند.

he grilled the corncob for a delicious summer treat.

او دانه ذرت را برای یک خوراکی تابستانی خوشمزه کباب کرد.

we used a corncob to teach the kids about farming.

ما از دانه ذرت برای آموزش کشاورزی به کودکان استفاده کردیم.

after the barbecue, we tossed the corncob into the compost.

بعد از باربیکیو، ما دانه ذرت را در کمپوست انداختیم.

the farmer showed us how to harvest corncobs properly.

کشاورز به ما نشان داد که چگونه به درستی دانه ذرت را برداشت کنیم.

she decorated the table with corncobs for the harvest festival.

او میز را با دانه ذرت برای جشنواره برداشت تزئین کرد.

he chewed on a corncob while watching the game.

او در حالی که بازی را تماشا می‌کرد، دانه ذرت را می‌جوید.

they used corncobs as a natural scrubbing tool.

آنها از دانه ذرت به عنوان یک ابزار تمیز کننده طبیعی استفاده کردند.

she made a corncob pipe as a fun craft.

او یک سرپیچ دانه ذرت به عنوان یک کاردستی سرگرم کننده ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید