cob

[ایالات متحده]/kɒb/
[بریتانیا]/kɑb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. خرد کردن
n. قو نر
ساقه ذرت
اسب کوتاه‌پا و محکم
توده گرد

عبارات و ترکیب‌ها

cobweb

تار عنکبوت

cobblestone

سنگفرش

cob salad

سالاد بلدرچین

corn cob

کورن کاب

جملات نمونه

WINNING SMILE: Active grandmother with original teeth seeking a dedicated flosser to share rare steaks, corn on the cob and caramel candy.

لبخند پیروز: مادربزرگ فعال با دندان‌های اصلی به دنبال یک مسواک کننده اختصاصی برای به اشتراک گذاشتن گوشت استیک کمیاب، ذرت بوته‌ای و آبنبات کارامل است.

She picked up a cob of corn from the grocery store.

او یک کورن کاب از فروشگاه مواد غذایی برداشت.

The farmer harvested the cobs of wheat from the field.

کشاورز کورن کاب های گندم را از مزرعه برداشت.

I love to roast cobs of vegetables in the oven.

من عاشق برشته کردن کورن کاب های سبزیجات در فر هستم.

The children enjoyed eating the sweet corn cob at the picnic.

کودکان از خوردن کورن کاب شیرین در پیک نیک لذت بردند.

He used a cob of charcoal to start the barbecue.

او از کورن کاب زغال برای شروع باربکیو استفاده کرد.

The squirrel gnawed on the cob of the corn to get the kernels.

سنجاب کورن کاب ذرت را جوید تا بتواند دانه‌ها را به دست آورد.

She planted a cob of sunflower seeds in the garden.

او کورن کاب دانه های آفتابگردان را در باغ کاشت.

The chef used a cob of garlic in the pasta sauce.

سرآشپز از کورن کاب سیر در سس پاستا استفاده کرد.

The campfire was lit using a cob of dry wood.

آتش کمپ با استفاده از کورن کاب چوب خشک روشن شد.

He carved a cob of soap into a beautiful sculpture.

او یک کورن کاب صابون را به یک مجسمه زیبا تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید