cornichon

[ایالات متحده]/ˌkɔːnɪˈʃɒn/
[بریتانیا]/ˌkɔrnɪˈʃɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خیار شور کوچک؛ خیار ترشی

عبارات و ترکیب‌ها

cornichon pickles

خیارشور

cornichon salad

سالاد خیارشور

cornichon relish

چاشنی خیارشور

cornichon platter

سینی خیارشور

cornichon garnish

تزیین خیارشور

cornichon dip

دیپ خیارشور

cornichon bites

بایت‌های خیارشور

cornichon tart

تارت خیارشور

cornichon sandwich

ساندویچ خیارشور

cornichon skewers

شیشلیک خیارشور

جملات نمونه

he added a cornichon to his sandwich for extra flavor.

او برای طعم بیشتر یک خیارشور به ساندویچ خود اضافه کرد.

we served cornichons as a side dish with the charcuterie board.

ما خیارشورها را به عنوان یک غذای جانبی با تخته تشکیلات سرو کردیم.

cornichons are often used in french cuisine.

خیارشورها اغلب در آشپزی فرانسوی استفاده می شوند.

she enjoys snacking on cornichons straight from the jar.

او از خوردن خیارشورها مستقیماً از شیشه لذت می برد.

adding cornichons can brighten up any salad.

اضافه کردن خیارشورها می تواند هر سالادی را روشن کند.

he loves the tangy taste of cornichons with his burgers.

او عاشق طعم ترش خیارشورها با همبرگرهایش است.

cornichons can be a great garnish for cocktails.

خیارشورها می توانند یک زینت دهنده عالی برای کوکتل ها باشند.

she picked up a jar of cornichons at the grocery store.

او یک شیشه خیارشور را از فروشگاه مواد غذایی خرید.

he made a delicious tartar sauce with cornichons.

او یک سس تارتار خوشمزه با خیارشور درست کرد.

cornichons are a popular accompaniment to pâté.

خیارشورها یک همراه محبوب با پاته هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید