pickle

[ایالات متحده]/'pɪk(ə)l/
[بریتانیا]/'pɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آب نمک؛ سبزیجات ترشی؛ غذاهای کنسرو شده
vt. خیساندن؛ نگهداری

عبارات و ترکیب‌ها

dill pickle

خیارشور دلی

pickle juice

آب ترشی

sweet pickle

ترشی شیرین

in pickle

در ترشی

preserved szechuan pickle

ترشی سیچوان نگهداری‌شده

جملات نمونه

have a rod in pickle for sb.

داشتن یک میله در ترشی برای کسی

Mother used to pickle onions.

مادر ترشی پیاز درست می کرد.

Most people eat pickles at breakfast.

اکثر مردم ترشی را در صبحانه می خورند.

pregnant women lusting for pickles and ice cream.

زنان باردار که هوس خوردن خیارشور و بستنی دارند.

chunks of fish pickled in brine.

تکه‌های ماهی که در آب نمک و سرکه قرار داده شده‌اند.

swap one of your sandwiches for a cheese and pickle?.

آیا می خواهید یکی از ساندویچ های خود را با پنیر و ترشی عوض کنید؟

the meat was pickled in salt and carted to El Paso.

گوشت در نمک نمک گذاری شد و به الفاسو منتقل شد.

A drop of water is very infinitesimal,but do you know many a pickle makes a muckle's truth?

یک قطره آب بسیار بسیار کوچک است، آیا می‌دانید که بسیاری از خیارشورها حقیقت یک مکل را نشان می‌دهند؟

Things are in a real pickle at the moment, I’m afraid. My assistant’s left and I’m completely lost without him!

متاسفم، در حال حاضر اوضاع خیلی بد است. دستیار من رفته و بدون او کاملاً گم شده ام!

It is a reform for traditional and unartificial fermentation mode to product pickles by using artificial inoculation, as well as a symbol of the modern fermentation technology.

این یک اصلاح برای روش تخمیر سنتی و غیر مصنوعی برای تولید خیارشور با استفاده از کشت مصنوعی است، و همچنین نمادی از فناوری تخمیر مدرن است.

Uh... We usually eat battercake, fried doughnuts,tea-boiled eggs, pickled vegetables and soybean milk etc. for breakfast.

اوه... ما معمولاً برای صبحانه کیک خمیر، دونات های سرخ شده، تخم مرغ آب شده چای، سبزیجات ترشی و شیر سویا و غیره می خوریم.

This paper compared with several ways of yeastiness, determined the yeasty method using old pickle to add matural water,which suits large quantity of production in industrialization.

این مقاله با روش های مختلف مخمر مقایسه شد و روش مخمر با استفاده از ترشی قدیمی برای افزودن آب طبیعی که برای تولید انبوه در صنعتی شدن مناسب است، تعیین شد.

نمونه‌های واقعی

But it's not a pickle at all!

اما اصلاً خیار نیست!

منبع: Grandpa and Grandma's grammar class

We're out, but I got you a pickle.

ما تمام شدیم، اما برات خیار گرفتم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

Next enjoy lots of fresh lobster, pickled herring, salmon and char.

بعد از آن، از خوردن مقدار زیادی خرچنگ تازه، ماهی هرینگ ترشی شده، سالمون و ماهی چار لذت ببرید.

منبع: Travel around the world

Accompaniments included dices pickles and onions, ketchup, mustard, and sometimes mayonnaise.

همراهان شامل خیارهای خرد شده و پیاز، کچاپ، خردل و گاهی مایونز بود.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

Glad we didn't share that pickle.

خوشحیم که آن خیار را با هم به اشتراک نگذاشتیم.

منبع: Modern Family - Season 03

Don't put finger in pickles. - They're pickles. - They go soggy.

انگشتت را داخل خیار نگذار. - آنها خیار هستند. - آنها نرم می شوند.

منبع: Gourmet Base

You've already got one child here. - Oh, God! - Finger the pickles!

شما در اینجا از قبل یک بچه دارید. - خدای من! - انگشت خیارها را!

منبع: Gourmet Base

I couldn't have any of these tasty treats, so I had a pickle.

من نمی توانستم هیچ یک از این خوراکی های خوشمزه را داشته باشم، بنابراین یک خیار داشتم.

منبع: Listening Digest

No! You're gonna have to eat that pickle on your own, Jay.

نه! شما باید آن خیار را به تنهایی بخورید، جی.

منبع: Modern Family - Season 03

Regardless of its status, few Koreans can imagine a meal without their traditional pickles.

صرف نظر از وضعیت آن، بیشتر کره‌ای‌ها نمی‌توانند وعده‌ای را بدون خیارهای سنتی خود تصور کنند.

منبع: VOA Standard December 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید