cornmeal

[ایالات متحده]/ˈkɔːnmiːl/
[بریتانیا]/ˈkɔrnˌmil/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وعده غذایی تهیه شده از ذرت آسیاب شده؛ ذرت آسیاب شده درشت استفاده شده در پخت و پز؛ وعده غذایی تهیه شده از غلات دیگر؛ جو دوسر در زمینه اسکاتلندی

عبارات و ترکیب‌ها

cornmeal mush

خوراک دودی

cornmeal batter

خمیر ذرت

cornmeal pancakes

پنکیک ذرت

cornmeal bread

نان ذرت

cornmeal porridge

فرنی ذرت

cornmeal cookies

کیک‌های ذرت

cornmeal crust

پوسته ذرت

cornmeal dumplings

دلمه ذرت

cornmeal cake

کیک ذرت

cornmeal fritters

کتلت ذرت

جملات نمونه

she made cornbread using cornmeal for the family dinner.

او برای شام خانوادگی، كورن ميل استفاده كرد و كورن‌بريد درست كرد.

we need to buy some cornmeal for the pancake recipe.

ما باید مقداری كورن ميل برای دستور العمل پنكيك بخریم.

he prefers to use organic cornmeal for his baking.

او ترجیح می‌دهد برای پخت و پز خود از كورن ميل ارگانيك استفاده کند.

cornmeal can be used to thicken soups and stews.

می‌توان از كورن ميل برای غلیظ کردن سوپ‌ها و خورش‌ها استفاده کرد.

she sprinkled cornmeal on the baking sheet to prevent sticking.

او كورن ميل را روی سینی پخت پخش کرد تا از چسبیدن آن جلوگیری کند.

they enjoy making polenta from cornmeal on weekends.

آنها از درست کردن پولنتای كورن ميل در آخر هفته لذت می‌برند.

adding cornmeal to the dough gives it a nice texture.

اضافه کردن كورن ميل به خمیر، بافت خوبی به آن می‌دهد.

he learned how to make cornmeal muffins from his grandmother.

او یاد گرفت که چگونه مافین كورن ميل را از مادربزرگش درست کند.

she used cornmeal to coat the fish before frying.

او قبل از سرخ کردن، ماهی را با كورن ميل پوشاند.

cornmeal is a staple ingredient in southern cuisine.

كورن ميل یک ماده اصلی در آشپزی جنوبی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید