cornmeal mush
خوراک دودی
cornmeal batter
خمیر ذرت
cornmeal pancakes
پنکیک ذرت
cornmeal bread
نان ذرت
cornmeal porridge
فرنی ذرت
cornmeal cookies
کیکهای ذرت
cornmeal crust
پوسته ذرت
cornmeal dumplings
دلمه ذرت
cornmeal cake
کیک ذرت
cornmeal fritters
کتلت ذرت
she made cornbread using cornmeal for the family dinner.
او برای شام خانوادگی، كورن ميل استفاده كرد و كورنبريد درست كرد.
we need to buy some cornmeal for the pancake recipe.
ما باید مقداری كورن ميل برای دستور العمل پنكيك بخریم.
he prefers to use organic cornmeal for his baking.
او ترجیح میدهد برای پخت و پز خود از كورن ميل ارگانيك استفاده کند.
cornmeal can be used to thicken soups and stews.
میتوان از كورن ميل برای غلیظ کردن سوپها و خورشها استفاده کرد.
she sprinkled cornmeal on the baking sheet to prevent sticking.
او كورن ميل را روی سینی پخت پخش کرد تا از چسبیدن آن جلوگیری کند.
they enjoy making polenta from cornmeal on weekends.
آنها از درست کردن پولنتای كورن ميل در آخر هفته لذت میبرند.
adding cornmeal to the dough gives it a nice texture.
اضافه کردن كورن ميل به خمیر، بافت خوبی به آن میدهد.
he learned how to make cornmeal muffins from his grandmother.
او یاد گرفت که چگونه مافین كورن ميل را از مادربزرگش درست کند.
she used cornmeal to coat the fish before frying.
او قبل از سرخ کردن، ماهی را با كورن ميل پوشاند.
cornmeal is a staple ingredient in southern cuisine.
كورن ميل یک ماده اصلی در آشپزی جنوبی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید