| جمع | corpos |
corpo rat
کورپو رت
corpo life
کورپو لیف
corpo slave
کورپو سلور
corpo world
کورپو ورلد
corpo speak
کورپو سپیک
corpo drone
کورپو درون
corpo boss
کورپو بوس
corpo worker
کورپو ورکر
corpo job
کورپو جاب
corpo guy
کورپو گی
the corpo life in the megacity is exhausting for most workers.
زندگی در کمپانیهای بزرگ در شهرهای بزرگ برای بیشتر کارکنان خستهکننده است.
he became a corpo rat after graduating from university.
او پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه به یک موش کمپانی تبدیل شد.
she took a corpo job to pay off her student loans.
او یک شغل در کمپانی پذیرفته شد تا قرضهای تحصیلی خود را پرداخته شود.
the corpo world controls everything in this dystopian society.
دunیای کمپانیها در این جامعه دیستوپیک همه چیز را کنترل میکنند.
corpo culture promotes loyalty above all else.
فرهنگ کمپانیها وفاداری را بالاتر از هر چیز دیگری ترویج میکند.
many young people become corpo slaves to pay their debts.
بسیاری از جوانان برای پرداخت بدهکاریهای خود به اسیر کمپانیها تبدیل میشوند.
a corpo employee must follow strict dress codes.
کارمند یک کمپانی باید به کدهای لباسپوشی سختگیرانه پایبند باشد.
the corpo drone works long hours for minimal pay.
درونز کمپانیها برای پرداختی کم، ساعات طولانی کار میکنند.
corpo propaganda fills the streets with positive messages.
پرپرتوی کمپانیها خیابانها را با پیامهای مثبت پر میکنند.
the corpo elite live in exclusive districts.
اُلیت کمپانیها در مناطق خاصی زندگی میکنند.
he wears a corpo suit to important meetings.
او برای جلسات مهم یک پاکت کمپانی میپوشد.
corpo ethics are often ignored for profit.
اخلاق کمپانیها معمولاً به دلیل سود به چشم نمیخورند.
the corpo boss made all the important decisions.
سر کمپانی تمام تصمیمات مهم را گرفت.
corpo rat
کورپو رت
corpo life
کورپو لیف
corpo slave
کورپو سلور
corpo world
کورپو ورلد
corpo speak
کورپو سپیک
corpo drone
کورپو درون
corpo boss
کورپو بوس
corpo worker
کورپو ورکر
corpo job
کورپو جاب
corpo guy
کورپو گی
the corpo life in the megacity is exhausting for most workers.
زندگی در کمپانیهای بزرگ در شهرهای بزرگ برای بیشتر کارکنان خستهکننده است.
he became a corpo rat after graduating from university.
او پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه به یک موش کمپانی تبدیل شد.
she took a corpo job to pay off her student loans.
او یک شغل در کمپانی پذیرفته شد تا قرضهای تحصیلی خود را پرداخته شود.
the corpo world controls everything in this dystopian society.
دunیای کمپانیها در این جامعه دیستوپیک همه چیز را کنترل میکنند.
corpo culture promotes loyalty above all else.
فرهنگ کمپانیها وفاداری را بالاتر از هر چیز دیگری ترویج میکند.
many young people become corpo slaves to pay their debts.
بسیاری از جوانان برای پرداخت بدهکاریهای خود به اسیر کمپانیها تبدیل میشوند.
a corpo employee must follow strict dress codes.
کارمند یک کمپانی باید به کدهای لباسپوشی سختگیرانه پایبند باشد.
the corpo drone works long hours for minimal pay.
درونز کمپانیها برای پرداختی کم، ساعات طولانی کار میکنند.
corpo propaganda fills the streets with positive messages.
پرپرتوی کمپانیها خیابانها را با پیامهای مثبت پر میکنند.
the corpo elite live in exclusive districts.
اُلیت کمپانیها در مناطق خاصی زندگی میکنند.
he wears a corpo suit to important meetings.
او برای جلسات مهم یک پاکت کمپانی میپوشد.
corpo ethics are often ignored for profit.
اخلاق کمپانیها معمولاً به دلیل سود به چشم نمیخورند.
the corpo boss made all the important decisions.
سر کمپانی تمام تصمیمات مهم را گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید