corporatism

[ایالات متحده]/'kɔrpərətɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرکتی‌گرایی

جملات نمونه

Corporatism often leads to a concentration of power in the hands of a few large companies.

شرکت‌سالاری اغلب منجر به تمرکز قدرت در دست چند شرکت بزرگ می‌شود.

Many critics argue that corporatism undermines competition and innovation in the market.

بسیاری از منتقدان استدلال می‌کنند که شرکت‌سالاری باعث تضعیف رقابت و نوآوری در بازار می‌شود.

Corporatism can result in collusion between businesses to maintain their dominance in the industry.

شرکت‌سالاری می‌تواند منجر به تبانی بین مشاغل برای حفظ سلطه خود در صنعت شود.

Corporatism is often associated with close ties between government and big business.

شرکت‌سالاری اغلب با روابط نزدیک بین دولت و کسب و کارهای بزرگ مرتبط است.

Critics of corporatism argue that it can lead to unfair advantages for large corporations over small businesses.

منتقدان شرکت‌سالاری استدلال می‌کنند که می‌تواند منجر به مزیت‌های ناعادلانه برای شرکت‌های بزرگ نسبت به کسب و کارهای کوچک شود.

Corporatism may stifle entrepreneurship and hinder the growth of small and medium-sized enterprises.

شرکت‌سالاری ممکن است کارآفرینی را خفه کرده و مانع رشد کسب و کارهای کوچک و متوسط ​​شود.

Corporatism has been criticized for promoting cronyism and favoritism within the business community.

شرکت‌سالاری به خاطر ترویج دربسته بازی و جانب‌داری در بین جامعه تجاری مورد انتقاد قرار گرفته است.

The concept of corporatism is complex and has different interpretations depending on the context.

مفهوم شرکت‌سالاری پیچیده است و بسته به زمینه تفسیرهای مختلفی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید